{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دیدار_دوباره

#دیدار_دوباره

#پارت_65

یک هفته بعد

ویو ا/ت

+صبح با برخورد نور خورشید بیدارشدم دیدم که بهم زل زده.

+کوک

ــ جونم

+چرا اینجوری نگام میکنی؟

ــ چون دوستت دارم.

+معلومه خیلی خوش حالی.

ــ آره خیلی خوش حالم چون امروز دوباره برمیگردیم پیش هم.

+ای وای

ــ چته؟

+یادم رفته بود امروز عروسیمونه.

ساعت چنده نکنه دیر شده باشه.

ــ کوک پیشونیشو می‌ذاره روی پیشونی ا/ت ومیگه:

نه کوچولوم دیر نشده الان ساعت ۹هست هنوز وقت داریم.

+فکر کردم دیر بیدارشدم.

ــ ا/ت

+هوم

ــ آروم لباشو می‌ذاره روی لبای ا/ت

۵مین بعد

ــ فقط میخواستم بهت بگم که عاشقتم.


ادامه دارد...............
دیدگاه ها (۰)

«قراردادسیاه»صبح روز بعد، ا/ت با صدای ضربه‌ای آرام به در اتا...

🌷 𝐅𝐋𝐎𝐖𝐄𝐑𝐒ραят 2 | اولین روز دانشگاهصبح سئول با صدای زنگ گوشی...

𓆩🦋 𝑻𝒉𝒆 𝑳𝒂𝒔𝒕 𝑭𝒂𝒊𝒓𝒚 🦋𓆪پارت چهارم | «تقریباً لو رفت»روز بعد، ا/...

چندپارتی جونگ کوک

پارت ۲۷ساعت هفت و نیم بود و من جلوی آینه ایستاده بودم.با بی‌...

اولین فیکم😄سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟙: برخورد اولسئول، ساعت هشت صبح.ص...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط