{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part5
+بریم
و جلوتر از من رفت منم پشت سرش می‌رفتم همینطوری دنبالش می‌رفتم که وایساد برگشت طرفم
+چرا داری دنبال من میای؟
ـ انتظار نداری که یه دختر تو خیابون تاریک ول کنم؟
چیزی نگفت و به راهش ادامه داد منم دنبالش رفتم که جلوی یه خونه وایساد
ـ اینجاست؟
سری تکون داد و بدون حرفی رفت سمت خونه منم برگشتم برم که با حرفش وایسادم
+ممنونم...جونگکوک
برگشتم سمتش تو چشاش پر از غم بود ولی یه چیز جدید دیگه ای هم بود
سری تکون دادم رفتم

(ویو مایا)
وقتی این رفتار از خودش نشون داد خیلی تعجب کردم این پسر مهربونی هم بلد بود؟
دیگه تصمیم گرفته بودم امروز برم مدرسه لباس فرمم پوشیدم رفتم پایین خونه سکوت بود مامانم رفته بود روستا پیش مادربزرگم حداقل اونجا حالش بهتره
رسیدم به مدرسه که جنا اومد پیشم بغلم کرد
باهم رفتیم سمت کلاس استاد اومد درحال توضیح دادن بود ولی حتی یک کلمه هم نفهمیدم ذهنم سمت جونگکوک بود اون پسر از ظاهر سرد ولی از درون مهربون که صدای زنگ شنیدم از خیالاتم بیرون اومدم رفتم سمت کتابخونه بد نیست یکم درس مرور کنم







#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۰)

(Just a game?)Part6 کتابخونه خالی نبود بچه های دیگه هم اونج...

فالوشه🎀 @lavender_10

(Just a game?)Part4ویو مایاحالم اصلا خوب نبود وقتی فهمیدم پد...

(Just a game؟)Part3(ویو فردا)امروز ورزش داشتیم همه لباس ورزش...

*نام فیک:«دیـداریــی عجیب»(پارت:۴)-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ-ـ...

ܝ݆ߺܢܚܝ‌ ܫߊ‌ܢܚ݅ܦ #boy in love#ᴘᴀʀᴛ‌:𝟼 سوهو به سمت اتاق انیا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط