{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(Just a game?)

(Just a game?)
Part8

دیگه نزدیکای شب بود با جنا آماده شدیم
+جوون چه دافی
÷خودتو دیدی خوشگله؟
باهم خندیدیم به سمت مهمونی رفتیم
خیلی شلوغ بود فکر کنم کل مدرسه رو دعوت کرده بود
داشتیم با جنا همینطوری میگشتیم که یه پسره اومد سمتمون قیافه ش آشنا بود که جنا بغلش کرد با کنجکاوی بهشون نگاه میکردم
÷مایا این دوست پسرمه
ته ته:سلام تهیونگم
+خوشبختم
یه جوری به جنا نگاه کردم دختری ور پریده به من نگفته اونم ترسید با تهیونگ جونش رفت
تنها وایساده بودم که حضور یکی کنار خودم حس کردم کنارم نگاه کردم جونگکوک بود
ـ اومدی
+...
-خوشگل شدی خانم کوچولو
+منو کوچولو صدا نکن
ـ خیله خب خانم کوچولو ، تنهایی؟
+به تو چه
ـ عا عا خیلی بی ادبی آدم با پسر به این جنتلمنی اینجوری حرف میزنه؟
+برو گمشو جونگکوک حوصله ت ندارم
ـ ناز نکن دیگه بیا همراه من شو من امشب همراه ندارم
+تو؟ تو همراه نداری همه ی دخترای اینجا میخوان همراهت باشن برو به یکی از اونا درخواست بده
ـ چیه؟ خانم کوچولو حسودی کرده؟
+حسودی؟ خدایا تو روانی
ـ میدونم خب حالا درخواستم قبول نمیکنی؟
+....
ـ این یعنی آره
می‌خواستم چیزی بهش بگم که دستم گرفت منو همراه خودش برد






#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts
دیدگاه ها (۱۴)

فیک نویسه فالوشه🎀 @asma-jk

(Just a game?)Part7با صدای زنگ گوشیم از خواب پریدم مامانم بو...

⁦⁦⁦✧wolf✧⁩⁦✯part:¹⁸جنا به ساعت نگاه کرد ⁶:¹² بود از سر میز ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط