پارت هفتم

پارت هفتم

هزار و یک شب


رفتم بالا لباس هامو عوض کردم لباس راحتی پوشیدم رفتم پایین دیدم
پسرا نشستن دارن
فیلم میبینن رفتم اشپزخونه
پفیلا برداشتم رفتم پیش جیهوپ
با پرویی گفتم یکم برو اونور
فیلم عاشقانه بود که جایه صحنه
دارش اومد از خجالت گونه هام قرمز شده بود کنترل دست یونگی بود زد شبکه دیگه
ترسناک بود از ترس سرم رو
گزاشتم رو سینه های جیهوپ
تعجب کرد
ا/ت:میشه بغلت همینجوری بمونم تا خوابم ببره
جیهوپ:اشکال نداره عزیزم بخواب
همین که گفت عزیزم انگار برای بار دوم
عشق شده بودم چشام برق زد
همینجوری داشتم فکر میکردم
که خوابم برد
ادامه پارت بعد
لایک فالو یادت نره وگرنه از فیک خبری نیست
دیدگاه ها (۰)

پارت هشتم هزار و یک شبجیهوپ :داشتم فیلم میدیدم که دیدم ا/ت خ...

پارت ششم هزار و یکشبماشین رو پیدا نکردم راه رفتم رسیدم به یک...

پارت پنجم هزار و یک شبوسایلمو برداشتم رفتم بالا انقدر خسته ب...

رمان عشق چیز خوبیه پارت ۸ وسایل رو چیدم که زنگ خونه خورد رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط