دل به غم سپردهام ؛ در عبورِ سالها...
دل به غم سپردهام ؛ در عبورِ سالها...
زخمی از زمانه و خسته از خیالها...
چون حکایتی مگوو ؛ رفتهام ز یادها...
برگِ بی درختم و در مسیرِ بادها...
نه صدایــــــــــــــــی...
نه سکوتــــــــــــــــی...
نه درنگــــــــــــــــــــی...
نه نگـــــــــــــــــــــــاهی..
نه تو را مانده امیدی...
نه مرا مانده پناهی...
نیشها و نوشها چشیدهام...
بس روا و ناروا شنیدهام...
هرچه داغ را به دل سپردهام...
هر چه درد را به جان خریدهام...
در مسیرِ بادها.
هرچه داغ را به دل سپردهام...
هر چه درد را به جان خریدهام...
در عبورِ سالها.
زخمی از زمانه و خسته از خیالها...
چون حکایتی مگوو ؛ رفتهام ز یادها...
برگِ بی درختم و در مسیرِ بادها...
نه صدایــــــــــــــــی...
نه سکوتــــــــــــــــی...
نه درنگــــــــــــــــــــی...
نه نگـــــــــــــــــــــــاهی..
نه تو را مانده امیدی...
نه مرا مانده پناهی...
نیشها و نوشها چشیدهام...
بس روا و ناروا شنیدهام...
هرچه داغ را به دل سپردهام...
هر چه درد را به جان خریدهام...
در مسیرِ بادها.
هرچه داغ را به دل سپردهام...
هر چه درد را به جان خریدهام...
در عبورِ سالها.
- ۴۸۵
- ۰۸ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۱۰)