{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

استادی می گفت :

استادی می گفت :
" صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ، به این فکر می کنم که چه کسی آنها را باز خواهد کرد ؟
خودم یا مُرده شور ؟ "

دنیا همین قدر غیر قابل پیش بینی است ...
به آنهایی که دوستشان دارید ،
بی بهانه بگویید : " دوستت دارم ... "
بگویید : " در این دنیای شلوغ ، سنجاقَت کرده ام به دلم ... "
بگویید : " گاهی فرصت با هم بودنمان ، کوتاه تر از عمرِ شکوفه هاست ... "

" بودن ها " را قدر بدانیم !
" نبودن ها " همین نزدیکی ست .
دیدگاه ها (۴)

آدم کنار میاد کنار میاد کنار میاد ... ولی از یه جایی به بعد ...

شب خوش

دوستت دارم های نگفته را نه به پای نداشتن جرئت میگذارم نه به ...

دلم براے ڪسے تنگ شدہ است ڪـہ هیچ ڪس جاے خالیش را برایم پر...

به آنهایی که دوستشان دارید بی بهانه بگویید دوستت دارم ❤️ بگو...

به آنها که دوستشان داریدبی بهانه بگویید:"دوستت دارم"بگویید ک...

سلام صبح زیبای پاییزی تون بخیربه آنهایی که دوستشان داریدبی ب...

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :آیا این پرسش، فقط در م...

استادی می گفت : " صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ، به ا...

استادی می گفت : " صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ، به ا...

#حرف_دلاستادی میگفت : "صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ،...

استادی می گفت : " صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ، به ا...

➕ استادی می گفت : " صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ، ب...

^~^:💕 استادی می گفت : " صبح ها که دکمه های لباسم را می بندم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط