P
P16🍯
÷معدشو شست و شو داریم الان حالش خوبه اما باید تا صیح اینجا بمونه
-الان کی میتونم بیینمش
÷منتقلش کردیم بخش میتونید برین پیشش
-نه بخش نه براش اتاق VIP میگیرم
÷باشه پس من انتقالشون میدم شما یعدا حساب میکنید
-مشکلی نداره
÷خانم پرستار
¢بله
÷پارک لارا رو منتقل کنید به اتاق VIP
¢چشم
.
.
.
جیمین«وقتی لارا رو بردن اتاق VIP رفتم پیشش که دیدم رنگش پریده و بهش سرم وصله وقتی رفتم جلو تر و نشیتم پیشش دیدم رو صورتش رد اشکه الهی بمیرم براس حتما خیلی درد کشیده رفتم پیشش نشیتم و دستاشو گرفتم تو دستام و نوازششون کردم که اروم چشماشو باز کرد و بهش اومد
-دخترم؟
&بابا{ضعیف}
-جونم خوبی؟
&اوم
-{با پشت انگشتاش اروم صورتشو نوازش میکنه} عزیزم چیزی میخوای؟
&نوچ
-دخترکم؟
&بله
-خیلی درد کشیدی؟
&اوهوم{بغض}
-الهی بمیرم برات قشنگم دیگه تموم شد خوب؟
&کی میریم خونه
-فردا
&من خیلی خستم تروخدا بریم خونه
-دخترم باید تحت نظر باشی نمیشه
& هوف اخه من تنهایی امشب چیکار کنم
-کی گفته قراره تنهایی اینجا بمونی؟
&اجوما میاد؟
-نه
&پس چی
-من پیشتم دیگه
& شما ؟
-اره چطور
&هیچی فکر کردم قراره برین
-نه همچین فکری نکن من چرا باید برم
&ممنون
-خوب ساعت یکه دیگه بخواب
&میشه شمام بخوابین
-نه
&چرا
-چون اگه نصف شبی حالت بد بشه چی
&چیزی نمیشه بابا تروخدا
-هوف خیلی خوب باشه{نیره رو تخت و پیشش درار میکشه و میکشونتش تو بغلش}
&{سرشو میزاره رو سینش و با لبخند و ارامش خوابش میبره}
جیمین«لارا خیلی اصرار کرد که پیشش بخوابم منم رفتم رو تخت و بغلش کردم که خوابید اما خودم نمیتونستم بخوابم اخه مگه این چی خورد که حالش بد شد اگه دولاره حالش بد بشه چی هوف ار فکر و خیال خوابم نمیبره به خاطر همین گوشیمو در میارم و یکمی توش میچرخم تا صبح بشه و بریم خونه تا وقتی لارا مرخص نشه من خیالم راحت نمیشه یکمی تو گوشی چرخیدم بعدش گذاشتمش کنار و به لارا نگاه کردم که دیدم مثل یه بچه گربه ی ترسیده که به مادرش میچسبه به من چسبیده دستامو دور کمرش حلقه کردم و اروم نوازشش کردم و موهاشو از جلوی صورتش کنار زدم معلوم بود خیلی دردش گرفته وقتی لارا عمیق میخوابه یعنی حالش بده یا از چیزی ناراحته یا درد داره از بچگیش اینطوری بود یادمه وقتی بدنیا اومد چند هفته زودتر به دنیا اومده بود به خاطر همین تو دستگاه بود و درد میکشید اما یه طوری عمیق میخوابید انگار که چیزی نشده اما وقتی حالت عادی بود با بال زدن یه مگس بیدار میشد و شروع میکرد به گریه کردن با یاداوری اون روزا خندم گرفت از همون اول با کاراش همیشه دلمو میبرد موهاشو نوازش کردم و اروم بوسیدم که چشمای خوشگلو باز کرد و با تعجب و گیجی نگاهم کرد
-چیشده چرا بیدار شدی ؟
&بابا
-بله؟
&تشنمه
-وایسا اب بدم بهت خوب بیا
&{میگیره و میخوره}ممنون
-خواهش میکنم{لیوانو میزاره کنار تخت}
& شما چرا نخوابیدین
-خوابم نمیبره
&چرا
-نمیدونم تو بخواب دخترم خسته ی
&باشه{دوباره دستای ظریفشو دور بدن بزرگ جیمین حلقه میکنه و سرسو میچسبوته بهش و میخوابه}
جیمین«اخه من از دست تو چیکار کنم جوجه نگاش کنا چطور مظلوم خوابیده
ادامه دارد...
÷معدشو شست و شو داریم الان حالش خوبه اما باید تا صیح اینجا بمونه
-الان کی میتونم بیینمش
÷منتقلش کردیم بخش میتونید برین پیشش
-نه بخش نه براش اتاق VIP میگیرم
÷باشه پس من انتقالشون میدم شما یعدا حساب میکنید
-مشکلی نداره
÷خانم پرستار
¢بله
÷پارک لارا رو منتقل کنید به اتاق VIP
¢چشم
.
.
.
جیمین«وقتی لارا رو بردن اتاق VIP رفتم پیشش که دیدم رنگش پریده و بهش سرم وصله وقتی رفتم جلو تر و نشیتم پیشش دیدم رو صورتش رد اشکه الهی بمیرم براس حتما خیلی درد کشیده رفتم پیشش نشیتم و دستاشو گرفتم تو دستام و نوازششون کردم که اروم چشماشو باز کرد و بهش اومد
-دخترم؟
&بابا{ضعیف}
-جونم خوبی؟
&اوم
-{با پشت انگشتاش اروم صورتشو نوازش میکنه} عزیزم چیزی میخوای؟
&نوچ
-دخترکم؟
&بله
-خیلی درد کشیدی؟
&اوهوم{بغض}
-الهی بمیرم برات قشنگم دیگه تموم شد خوب؟
&کی میریم خونه
-فردا
&من خیلی خستم تروخدا بریم خونه
-دخترم باید تحت نظر باشی نمیشه
& هوف اخه من تنهایی امشب چیکار کنم
-کی گفته قراره تنهایی اینجا بمونی؟
&اجوما میاد؟
-نه
&پس چی
-من پیشتم دیگه
& شما ؟
-اره چطور
&هیچی فکر کردم قراره برین
-نه همچین فکری نکن من چرا باید برم
&ممنون
-خوب ساعت یکه دیگه بخواب
&میشه شمام بخوابین
-نه
&چرا
-چون اگه نصف شبی حالت بد بشه چی
&چیزی نمیشه بابا تروخدا
-هوف خیلی خوب باشه{نیره رو تخت و پیشش درار میکشه و میکشونتش تو بغلش}
&{سرشو میزاره رو سینش و با لبخند و ارامش خوابش میبره}
جیمین«لارا خیلی اصرار کرد که پیشش بخوابم منم رفتم رو تخت و بغلش کردم که خوابید اما خودم نمیتونستم بخوابم اخه مگه این چی خورد که حالش بد شد اگه دولاره حالش بد بشه چی هوف ار فکر و خیال خوابم نمیبره به خاطر همین گوشیمو در میارم و یکمی توش میچرخم تا صبح بشه و بریم خونه تا وقتی لارا مرخص نشه من خیالم راحت نمیشه یکمی تو گوشی چرخیدم بعدش گذاشتمش کنار و به لارا نگاه کردم که دیدم مثل یه بچه گربه ی ترسیده که به مادرش میچسبه به من چسبیده دستامو دور کمرش حلقه کردم و اروم نوازشش کردم و موهاشو از جلوی صورتش کنار زدم معلوم بود خیلی دردش گرفته وقتی لارا عمیق میخوابه یعنی حالش بده یا از چیزی ناراحته یا درد داره از بچگیش اینطوری بود یادمه وقتی بدنیا اومد چند هفته زودتر به دنیا اومده بود به خاطر همین تو دستگاه بود و درد میکشید اما یه طوری عمیق میخوابید انگار که چیزی نشده اما وقتی حالت عادی بود با بال زدن یه مگس بیدار میشد و شروع میکرد به گریه کردن با یاداوری اون روزا خندم گرفت از همون اول با کاراش همیشه دلمو میبرد موهاشو نوازش کردم و اروم بوسیدم که چشمای خوشگلو باز کرد و با تعجب و گیجی نگاهم کرد
-چیشده چرا بیدار شدی ؟
&بابا
-بله؟
&تشنمه
-وایسا اب بدم بهت خوب بیا
&{میگیره و میخوره}ممنون
-خواهش میکنم{لیوانو میزاره کنار تخت}
& شما چرا نخوابیدین
-خوابم نمیبره
&چرا
-نمیدونم تو بخواب دخترم خسته ی
&باشه{دوباره دستای ظریفشو دور بدن بزرگ جیمین حلقه میکنه و سرسو میچسبوته بهش و میخوابه}
جیمین«اخه من از دست تو چیکار کنم جوجه نگاش کنا چطور مظلوم خوابیده
ادامه دارد...
- ۲۶.۱k
- ۰۱ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط