{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

۳ سال بعد

۳ سال بعد

ات : جونگ کوکککک بیا دخترت رو بگیرررر

جونگ کوک : یونا مامانت رو اذیت نکن

یونا : عه بابا جون من اذیتش نکردم ( بغض)

جونگ کوک : خب چی شده😐

ات : چند بار گفتم اینو پیش یونگی نبر هااااااا،؟؟؟؟؟؟

جونگ کوک : خب چه فحشی داد بهت😐؟

یونا: گفتم فاک یو


(یونگی در میزنه) و میاد تو

یونا : سلام اس. .....کل خ...رو چطوری

یونگی: سلام بر گ... او نفه...م


یونا : خرفت🗿

یونگی :فاک نشون میده)

یونا: فاک به خودت😐

و اینگونه است که ات و جون، کوک در افق محو میشوند😐💔

پایانننننننننننننن
امیدوارم خوشتون اومده باشههه
دیدگاه ها (۴۱)

ات : دختر یونگی ۱۶ سالهسایون: پسر یونگی ۱۶ ساله یونا: زن یو...

P2 سایون : اگه مشکلی هم بود مهم نبود ( طعنه‌آمیز )یونا به س...

ودف بچه ها میدونید چی حذف شد ؟؟؟؟؟

...

پارت چهارم (کوک میخواست به ا.ت حمله کنه و ببوستش که یهو ته ب...

شب تولدم پارت 3ات: جونگ کوک من نیاز دارم فکر کنمجونگ کوک: با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط