{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام و تکه کوچکی از زندگی به من ارزانی میداشت ، احتمالا همه آنچه را که به فکرم میرسید نمیگفتم بلکه به همه ی چیزهایی که میگفتم فکر میکردم.
کمتر میخوابیدم و بیشتر رویا میدیدم چون میدانستم هر دقیقه ای که چشممان را بر هم میگذاریم شصت ثانیه ی جدید را از دست میدهیم.
دیدگاه ها (۷)

دلم یک اتفاق ساده میخواهد یک رویای ناب یک حضور بی موقع دلی پ...

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، ...

کوروش کبیر:آنان که با فطرتی زیبا و قلبی پاک در قلب دیگران جا...

یکــــــــ بار که تنــــــــــها بمانی،یکــــــــ بار که بشک...

𝐚𝐜𝐫𝐨𝐬𝐬 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐫𝐝𝐞𝐫𝐏𝐚𝐫𝐭 : ¹⁹صبح، جنگل آرام‌تر از همیشه بود. صد...

007-پنهان در مه - پارت ۶۲

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام و ...

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام و ...

اگر خداوند برای لحظه ای فراموش میکرد که من عروسکی کهنه ام و ...

🌹 🌹 🌹 اگر خداوند قطعه کوچکی زندگی به من ارزانی می داشت کمتر ...

اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام...

اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام...

اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام...

اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط