{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خشکیده کویری است نه برگی و نه باغی

خشکیده کویری است نه برگی و نه باغی
از ما نگرفته است بجز مرگ سراغی

ساقی به در میکده قفلی زده پیداست
آنقدر نمانده است که پر گردد ایاغی

سر می زند از دانه گندم علفی هرز
از آتش ققنوس بجا مانده کلاغی

کم مانده در این سردی بازار محبت
خورشید دلم را بفروشم به چراغی

مرهم ننهادند به داغ دل ما هیچ
داغ است که باید نهم از داغ به داغی
دیدگاه ها (۱)

patentman a.m:  خشکیده کویری است نه برگی و نه باغیاز ما نگرف...

از آتشِ قُقنوس به جا مانده کلاغیاز ما نگرفتَه ست به جز مرگ؛ ...

مترسکی شده ام عاشق کلاغی کهپرید و رفت به امید کوچه باغی کهدل...

مترسکی شده ام عاشق کلاغی کهپرید و رفت به امید کوچه باغی کهدل...

🍂🍁به وقت اولین باران لذت بخش پاییزی🍁🍂 🌧۱۰...

مجـــــــــــــرد...ذوق گلـــــــبیالشعب..الصینی.ماله.حالی.....

🍂این روزها انگار همه منتظریم ...نه منتظر خبر خوش ، نه منتظر ...

❤️دردِ عشقی کشیده‌ام که مَپُرسزهرِ هجری چشیده‌ام که مَپُرسگش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط