{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

patentman a.m:

patentman a.m:
 

 خشکیده کویری است نه برگی و نه باغی

از ما نگرفته است بجز مرگ سراغی

 

 ساقی به در میکده قفلی زده پیداست

آنقدر نمانده است که پر گردد  ایاغی

 

  سر می زند از دانه گندم علفی هرز

از آتش ققنوس بجا مانده کلاغی

 

کم مانده در این سردی بازار محبت

خورشید دلم را بفروشم به چراغی



 مرهم ننهادند به داغ دل ما هیچ

داغ است که باید نهم از داغ به داغی
دیدگاه ها (۱)

خشکیده کویری است نه برگی و نه باغیاز ما نگرفته است بجز مرگ س...

از آتشِ قُقنوس به جا مانده کلاغیاز ما نگرفتَه ست به جز مرگ؛ ...

مترسکی شده ام عاشق کلاغی کهپرید و رفت به امید کوچه باغی کهدل...

مترسکی شده ام عاشق کلاغی کهپرید و رفت به امید کوچه باغی کهدل...

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

کی بربم آلمان

«حُکمِ حَدِّ متافیزیکی: انقیادِ آنتروپیِ معیشتی در مدارِ هژم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط