{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

P67

متیو من رو تخت گذاشت و خودشم نشست پیشم رو تخت درازم داد و اومد روم:بیبی گرل من زورگوعم و تو هم همین طوری که هستم عاشقمی نه؟
آروم خندیدم : آره ددی
و لبامو رو لباش گذاشتم
آروم لباشو میمکیدم و واقعا داشت آرومم میکرد چند دقیقه بعد با تنگی نفس جدا شدیم تا خواست دوباره ببوستم پسش زدم:هی حداقل ۱۰ ثانیه صبر کن
متیو خندید و گفت:بیب ۳ ماهه نمیبوسمت زیادی دل تنگت شدم
دوباره لباشو گذاشت رو لبام
۳۰ دقیقه بعد
متیو اصلا عقب نمیکشید و وقتی هم من عقب میکشیدم بعد چند ثانیه دوباره شروع میکرد عقب کشیدم و قبل از اینکه بخواد کاری کنه یا چیزی بگه سریع گفتم:ددی کلی کار دارم که باید تا فردا ۷ شب انجام بشن میشه بهم کمک کنی؟دارک لرد گفت بعد از اینکه اون لیستو تحویل دادم میتونم ۲ روز استراحت کنم پس کمکم کن تا زود تمومش کنیم ددی بعدا به این کارا میرسیم
متیو:بیب الان شب ساعت ۹عه شام خوردی؟
نه ای گفتم که از روم بلند شد و منم بلند کرد و روی تخت نشوند:بیب بهتره بریم شام بخوریم بعد بیایم بخوابیم صبح ساعت ۵ شروع میکنیم فک نکنم بیشتر از ۱۲ ساعت زمان بخواد نه؟
میا:باشه ددی بریم
دستمو تو دستش قفل کرد و از اتاق خارج شدیم به سمت آشپزخونه رفتیم صندلی رو برام عقب کشید نشستم اونم اومد کنارم نشست و برام غذا کشید همه چیز آماده روی میز بود زود خوردیم و رفتیم بالا خواستم در اتاقمو باز کنم که دستمو کشید و به سمت اتاق خودش رفت درشو باز کرد اول من رفتم تو و بعد خودش اومد و در رو پشت سرش بست به استایلش دقت کردم که رسمی بود کراوات با پیراهن سفید رنگ منم با سویشرت و شلوار سیاه رنگ بودم رفتم جلو و دستشو کشوندم و روی کاناپه نشوندمش نشستم رو پاهاش و مشغول باز شدن کراواتش شدم بعد از باز کردن کراواتش آروم دکمه های پیراهنشو باز میکردم و اونم خیرم بود پیراهنشم و خواستم از روی پاهاش بلند بشم که دستشو دور کمرم حلقه کرد:بیب نظرت راجب حموم دونفره چیه؟ خیلی خستم و واقعا به یه دوش نیاز دارم حتما تو هم خسته‌ای نه؟
سری تکون دادم و از رو پاهاش بلند شدم سویشرت رو درآوردم و کنار لباسای متیو گذاشتم از زیر سویشرت یه بلوز سفید جذب تنم بود و اون بغلم کرد و رفتیم حموم به خاطر اینکه هردومون خسته بودیم ۱۰ دقیقه‌ای بیرون اومدیم
میا:ددی میشه بری برام لباس بیاری؟حوله من مناسب نیست
متیو یه شلوار راحتی پوشید و از اتاق خارج شد رفتم جلوی آینه و با حوله کوچیکی موهامو خشک کردم الان متوجه میشم که چقدر موهام بلند شدن و همچنین یکم لاغر شدم کلا چند ماهه از خودم غافلم
در اتاق باز شد و متیو با لباسای توی دستش اومد تو لباسا رو داد دستم
دیدگاه ها (۲)

P68

P69

P66

P65

ات: چیه؟ کوک: من نمیتونم صبر کنم تا آخر هفته...لطفاااااات: ک...

1 : 45 a clook

وقتی تنهاییم و اون روی سافتشو نشون میده به درخواست شماهامتئو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط