{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق مافیایی

عشق مافیایی

پارت 18

ا.ت ویو

+ میا تو رانندگی بلدی؟

× نه چیشده مگه؟

+ هیچی فقط میخواستم یکم تو شهر بگردم ولی رانندگی بلد نیستم

× خب حتما نباید با راننده برید که میتونید خودتون پیاده برید ولی وقتی ارباب جواب بیان قطعا عصبانی میشن.

+ هوم فکر خوبیه . پس سریع آماده شو تا باهم بریم

× ولی اگه ارباب جوان بفهمه...

+ نگران نباش تا قبل از این که برگرده خونه کار ماهم تموم میشه و میایم خونه

× ولی.... چشم

میاد رفت بالا تا لباسش رو عوض کنه منم رفتم تو اتاقم. لباسمو با یه لباس ساده عوض کردم. رفتم پایین ایستاده و داره با یکی از بادیگاردا حرف میزنه. بعد تموم شدن حرفش اومد سمتم

× متاسفانه این بادیگارد میگه یا باید از ارباب جوان اجازه بگیریم یا کلا نمیتونیم بریم بیرون.

+ باشه برو کنار خودم حلش میکنم

رفتم سمت اون بادیگارد. یه سرفه کوچیک کردم که اون بادیگارد برگشت سمت من و یه تعظیم کوچیک کرد. ( کسایی که مهم نیستن با این $ نشون میدم)

$ متاسفم خانم ولی نمیتونم اجازه بدم شما از اینجا بیرون برید

+ خب نمیتونی خودت با چند نفر دیگه همراهم بیاین؟

$ متاسفم خانم ولی نمیتونم اجازه بدم چون ارباب جوان عصبانی میشن

+ ولی.....

که یهو...


خب دیگه فعلا بسه باز فردا میزارم
دیدگاه ها (۵)

عشق مافیاییپارت 19ا. ت ویوکه یهو یه ماشین سیاه اومد داخل حیا...

عشق مافیاییپارت 20فلش بک به 5 سال پیشا.ت ویواز اتاقم اومدم ب...

ادمین جونتون دوباره بعد از دو هفته برگشت😁💜 دلایلی که من تا ا...

عشق مافیایی پارت ۱۷ ا. ت ویوصبح از خواب بیدار شدم به ساعتم ن...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.14شروع کرد به توضیح دا...

Part:27. #ریاست.عشق+جوابم مثبته...

ارباب منPart2خانم بزرگ:نه خونه ی تو اینجاست حالا برو سر کارت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط