{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شوگر ددی منp32

شوگر ددی منp32
حال:
جیمین :اوه ببین کیا برگشتن (نگاهی به دسته ات و جونگ کوک کرد و گفت) و انگار حرفی ام برایه گفتن بهمون دارن مگه نه؟
راوی :بعد از این حرفه جیمین همه رو شونو سمت ات و جونگ کوک کردن و با چیزی که دیدن خیلی تعجب کردن.
بعد از گذشت چند مین خودشونو روبه راه کردن و شروع به اذیت کردنه ات و جونگ کوک کردن.
خب همه، همه بجز چارلی.
نامجون :جونگ کوک توو ات باهمین،
جونگ کوک :(خنده) آره هیونگ
نامجون :وایسا پس اون الم شنگهیه قبل از ناهار قضیش چی بود؟
راوی :جونگ کوک که یاده قبل از ناهار افتاد و فهمید که رابطه اشون به ظاهر خیلی ام خوب نبود.
بله افتصاح بود برایه جمع کردن خرابکاریشون گفت،
جونگ کوک :خب اونموقع باهم قهر بودیم
نامجون:عاها پس برایه همین ات زدت، دلش ازت پر بود (جر خوردن و در همین حین دستش خورد به خدمتکاری که از پشتش داشت رد میشد و کله سینیی که خدمتکار داشت کیبورد رو انداخت زمین)
راوی:همه در حال جر خوردن بودن که نامجون گفت
نامجون: بس کنید دیگه،
خدا یذرع ام موقع بوجود آمده اوردن شما ها فهم و شعور بهتون نداده
دیدگاه ها (۰)

شب تولدم فصل 3پارت 9سوار متورامون شدیم و رفیقای ات ترک متورا...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

🖤 غریبه‌ای که حس آشنایی داشت پارت ۱۰ | «مهمان ناخوانده، رئیس...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

وقتی برای چهارشنبه سوری میاریشون ایران

سناریو موضوع : وقتی که قهر میکنید . *****نامجون:** نشسته رو ...

فیک : بین راندها

«رایحه پنهان»تهیونگ هنوز مشغول اسپری کردن گل‌ها بود، اما هر ...

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۱۶" در آغوش رویای آبی ات "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط