پارت ۵
پارت ۵
دو روز بعد_ساعت ۵ و ۲۹ دقیه ی صبح_جونگکوک:
وقتی چشمام رو باز کردم به اطرافم نگاه کردم و وقتی چشمم به شخص کنار دستم افتاد یه لحظه پریدم.تهیونگ؟اونم وقتی رو دست من خوابیده؟دستم رو با شدت و سرعت از تو دستش و زیر دستش کشیدم بیرون که یکدفعه سرش خورد به تخت و دردش گرفت.منم خنده ی تو گلویی کردم.ولی اون با تعجب بهم نگاه کرد و چند باری پلک زد و چشماش رو با مشتش مالبد.با تشر بهش گفتم:
جونگکوک:چیه ادم ندیدی؟
تهیکنگ با همون حالت متعجب و دهنی تقریبا باز گفت:
تهیونگ:چرا دیدم ولی تو بهوش اومدی
و جونگکوک رو محکم بغل کرد و بوش رو استشمام کرد.جونگکوک با دست هاش اون رو از خودش جدا کرد و گفت:
جونگکوک:من اینحا چیکار میکنم؟کی منو اورد اینجا؟تو اینجا چه غلطی میکنی؟
تهیونگ با حوصله به تک تک سوال های جونگکوک جواب داد:
تهیونگ:تو الکل و سیگار و کوکائین رو باهم مصرف کردی و تشنج کردی.من اوردمت.و چون کسی نبود ازت مراقبت کنه من موندم
جونگکوک با لحنی که داشت تیکه مینداخت گفت:
جوگکوک:چه جالب اقای خیانت کار داره از کسی که بهش خیانت کرده مراقبت میکنه.عجیبه،راستی اون کو*نی ای که باهاش به من خیانت کردی کجاست؟
تهیونگ نفس کلافه ای کشید و گفت:
تهیونگ:جونگکوک تو حتی یکبار هم از من توضیح نخواستی
جونگکوک که اعصبانی شده بود گفت:
جونگکوک:توضیح؟خیانت چه توضیحی دار-
میخواست ادامه بده که تهیونگ دو طرف صورتش رو گرفت و محکم بوسیدیش و کلامش رو قطع کرد.جونگگوک اولش مقاومت میکرد و سعی میکرد یا خودشو نجات بده یا تهیونگ رو دور کنه ولی بعدش نرم شد و همکاری کرد.
دو روز بعد_ساعت ۵ و ۲۹ دقیه ی صبح_جونگکوک:
وقتی چشمام رو باز کردم به اطرافم نگاه کردم و وقتی چشمم به شخص کنار دستم افتاد یه لحظه پریدم.تهیونگ؟اونم وقتی رو دست من خوابیده؟دستم رو با شدت و سرعت از تو دستش و زیر دستش کشیدم بیرون که یکدفعه سرش خورد به تخت و دردش گرفت.منم خنده ی تو گلویی کردم.ولی اون با تعجب بهم نگاه کرد و چند باری پلک زد و چشماش رو با مشتش مالبد.با تشر بهش گفتم:
جونگکوک:چیه ادم ندیدی؟
تهیکنگ با همون حالت متعجب و دهنی تقریبا باز گفت:
تهیونگ:چرا دیدم ولی تو بهوش اومدی
و جونگکوک رو محکم بغل کرد و بوش رو استشمام کرد.جونگکوک با دست هاش اون رو از خودش جدا کرد و گفت:
جونگکوک:من اینحا چیکار میکنم؟کی منو اورد اینجا؟تو اینجا چه غلطی میکنی؟
تهیونگ با حوصله به تک تک سوال های جونگکوک جواب داد:
تهیونگ:تو الکل و سیگار و کوکائین رو باهم مصرف کردی و تشنج کردی.من اوردمت.و چون کسی نبود ازت مراقبت کنه من موندم
جونگکوک با لحنی که داشت تیکه مینداخت گفت:
جوگکوک:چه جالب اقای خیانت کار داره از کسی که بهش خیانت کرده مراقبت میکنه.عجیبه،راستی اون کو*نی ای که باهاش به من خیانت کردی کجاست؟
تهیونگ نفس کلافه ای کشید و گفت:
تهیونگ:جونگکوک تو حتی یکبار هم از من توضیح نخواستی
جونگکوک که اعصبانی شده بود گفت:
جونگکوک:توضیح؟خیانت چه توضیحی دار-
میخواست ادامه بده که تهیونگ دو طرف صورتش رو گرفت و محکم بوسیدیش و کلامش رو قطع کرد.جونگگوک اولش مقاومت میکرد و سعی میکرد یا خودشو نجات بده یا تهیونگ رو دور کنه ولی بعدش نرم شد و همکاری کرد.
- ۴۶
- ۱۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط