{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آغاز من تو بودی و پایان من تویی. آرامش پس از شب طوفان من

آغاز من تو بودی و پایان من تویی. آرامش پس از شب طوفان من تویی. حتی عجیب نیست که در اوج شک و شک، زیباترین بهانه ایمان من تویی. احساس هایی از متفاوت میان ماست. آباد از تو ام من و ویران من تویی. آسان نبود گرد همه شهر گشتنم. آنک چه سخت یافتم، انسان من تویی.

پیداست من به شعله تو زنده ام هنوز. در سینه من آتش پنهان من تویی. هر صبح با طلوع تو بیدار می شوم. رمز طلسم بسته چشمان من تویی. هرچند سرنوشت من و تو دوبارگی است. تنهای من، نهایت عرفان من تویی...
دیدگاه ها (۲)

آغاز من ، تو بودی و پایان من تویی ...آرامش پس از شب توفان من...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چش...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

خلوت شب یاد تو در یاد من سامان گرفت خاطراتت گفت و گفت تا چشم...

دستی که به دست من بپیوندد نیستصبحی که به روی ظلمتم خندد نیست...

رضا حدادیان

شعر زیبای آرش کمانگیر برف می بارد؛برف می بارد به روی خارو خا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط