ملودیتلخ

ملودی_تلخ🍷
Part: 25
دستشو پس زدم
دیگه نمی خواستم فرا تر از این پیش برم

من نمی خواستم اولین بوسه ام با اون باشه
توی خیالاتم و هزار بار خودمو با اون تصور کردم اما الان دیگه نمی خواستمش

میترسیدم
چانمو گرفت و به چشمام زل زد
_فکر نمیکردم انقدر لذ/////ت بخش باشی

اشکی که روی گونه ام سر میخورد رو پاک کرد

به عقب هلش دادم اما تکون نمی خورد

سرم درد میکرد
تحمل نداشتم ک ببینم دوباره بهم دست میزنه


روی گردنش چنگ انداختم که خراشید و خون افتاد
با ترس بهش نگاه کردم

کتکم میزد؟ مجازاتم میکرد؟ یا به خواهرم اسیب میرسوند؟


༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

ملودی_تلخ🍷Part: 26اما بر خلاف تصوراتم خنده ترسناکی زد و عقب ...

ملودی_تلخ🍷Part: 27عقب رفت و روی تختش دراز کشیدهنوز سرفه میکر...

#سناریو #درخواستی دارین میرین مهمونی و بهش میگی لباسمو از پش...

#سناریو #درخواستیوقتی تو لباس باز میری پیششون و دلت احممممم ...

چندپارتی ☆درخواستی>>>p.1☆با بی حوصلگی در رو باز کردم و گفتم ...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁹..با آخرین جملش دیگه پلاستیک ر...

چندپارتی☆p.3چند ثانیه سکوت بین تون حکم فرما بود، مثل دنیا که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط