{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودی_تلخ🍷

ملودی_تلخ🍷
Part: 27
عقب رفت و روی تختش دراز کشید
هنوز سرفه میکرد

دوباره توی اینه به خودن نگاه کردم
این من بودم؟

تا اومدم فاز احساسی بردارم یه چیز خیلی سریع از کنار پاهام رد شد

با تمام قدرتم جیغ کشیدم
سریع از رو تخت بلند شد و بهم نگاه کرد

_چته؟
+یه یی ییه یه چیزی رد شد
_چی؟

+ نن نمی دونم فقط رد شد
بلند شد و به سمتم اومد

خم شد و زیر تخت و وسایل هارو نگاه کرد

اما چیزی نبود خواستم منم خم شم که دوباره از کنارم رد شد

اینار مهکم کوبیدم رو بـaسـنsh که چند قدمی به جلو رفت

_دیونه ای؟
+رد شد به جون خودم

༺༈༺༼༻༻★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭★☆٭٭★༺༈ད༻
دیدگاه ها (۰)

ملودی_تلخ🍷Part: 28عصبانی بوددوباره خم شد و زیر تخت رو نگاه ک...

دلم براشون تنگ شده مخصوصا تهیونک😢

ملودی_تلخ🍷Part: 26اما بر خلاف تصوراتم خنده ترسناکی زد و عقب ...

ملودی_تلخ🍷Part: 25دستشو پس زدم دیگه نمی خواستم فرا تر از این...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁴⁷..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨ساعاتی بعد، بعد استراحتی حساب...

𝕸𝖔𝖓𝖘𝖙𝖊𝖗 𝕻𝖆𝖗𝖙 5'صدای الارم'چشمای عسلیش و باز کرد و تلاش کرد د...

ᴅᴇᴄᴇɪᴛفـریـبــᵖᵃʳᵗ-³³داهی ترسیده یه مشت گل برداشت و سمتش گرف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط