{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#سناریو

#سناریو
#درخواستی

وقتی تو لباس باز میری پیششون و دلت احممممم ( بفهمید خودتون ) میخواد ولی اونا کار دارن:

نامجون: بهت یه نگاهی میندازه و بیخیال روشو برمیگردونه ازت ( تو ذوق ات بدبخت خورد🤧 )

جین: نچ نچ نچ برو لباساتو عوض کن یکمم با ادب باش بیا غذا بپزیم

شوگا: هاا ( دهن باز مونده ) اصن بیخیال کار بیا اینجا ببینم و..😈

جیهوپ: اوفففف بـ/////یـ//////بی جذاب من ببین چیکار کرده و کارو بیخیال

جیمین: ایشون کلا تعطیل کرده کارو😁😈

تهیونگ: شب سختی در راهه😈🙊

کوک: کار نمی‌کرد ، هنگام شیرموز خوردن بود که پرید تو گلوش. شیرموزشو بیخیال شد و اومد طرفت و.....😈
دیدگاه ها (۳)

𝐏𝐚𝐫𝐭𝟑𝟔بادیگارد ماشین رو اورد جیمین در ماشین رو باز کرد تا نی...

Part.4

شب تولدم فصل 3پارت 20ات: نمیتونه بهم زنگ بزنه همه خطاشو بلاک...

سوگند خون و برف -—“Oath of Blood and SnowPART:3 ــــــــــــ...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟎جونگکوک:تو واقعا اونو دوست داشتی، یعنی...

KIM V

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۸" در آغوش رویای آبی ات " ...

# سناریوسناریو درخواستی وقتی باهاشون بحث کردی و تا صبح بیرون...

کورالین ی حالت لوس مسخرانه ای گرفت و گفت:تهیونگ گفت امشب به ...

جهنم من با او🍷 فصل ۲# پارت ۳۳ویو کوک : فکم درد میکرد و درست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط