{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »
« پارت یازدهم »
کوک : چ..چ..چی تهیونگ میخوای انقدر به فاکم بدی تا یه کیم کوچولو داشته باشی ؟ ( شوک )
تهیونگ : مگه میتونی ؟ ( نیشخند )
کوک : ن..نه
تهیونگ : پس به جای اینکه نمیتونی بهم کیم کوچولو بدی باید هرشب به فاک بری ( نیشخند )
کوک : نمی‌خوام ولم کن ( درحال تکون خوردن )
تهیونگ : مگه دست تو هست که بخوای یا نه ؟ ( خنده )
کوک : گمشو ( درحال تکون خوردن )
تهیونگ کوک رو با یه حرکت انداخت روی شونه اش و بردش داخل اتاق و گذاشتش روی تخت .
لباس های خودش رو درآورد .
کوک وقتی چشمش خورد به دیگ تهیونگ ، از ترس آب دهنش رو قورت داد .
تهیونگ به سمت تخت رفت و روی کوک خیمه زد و با یه حرکت لباس های کوک رو هم درآورد .
هردو کاملا برهنه شدن بودن .......
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
« امیدوارم حمایت کنید » 🍀🌸💫
« شرمنده که دیر شد » 🙂‍↕️💜💫
« برید کامنت ها 🔞 »
دیدگاه ها (۵۶)

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت سیزدهم » کوک صبح با دل درد شدیدی بی...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت چهاردهم » بعد از یک ساعت رسیدن به ی...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت دهم » « صبح ساعت 9:00 »کوک بیدار شد...

«𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱» « پارت نهم » « صبح »کوک صبح با حس درد در زی...

« 𝓶𝓪𝓯𝓲𝔂𝓪𝔂𝓮 𝓪𝓼𝓱𝓰𝓱 »« پارت چهارم » همینطور که جئون داخل بغل ته...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط