{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می‌دونی خوشحال زندگی کردن خوبه‌ها، ولی نه همیشه! شاید بگی

می‌دونی خوشحال زندگی کردن خوبه‌ها، ولی نه همیشه! شاید بگی من آدمِ غم‌دوستی ام، ولی به نظر من تووی مسیر رشد و شناخت، لازمه که آدم‌ها درد بکشن و غم‌رو تجربه بکنن. البته قطعا منظورم این نیست که ما این غم‌رو به بقیه قرض یا هدیه بدیم، چون زندگی تووی این یک‌مورد استثنا به اندازه‌ی کافی عادلانه هست.
ولی درهرحال قدرتی که غم و غصه تووی برانگیختن احساسات مختلف دارن رو هم نمیشه نادیده گرفت. نمی‌دونم چجوری بگم ولی انگار "غم" می‌تونه مارو به اون لایه‌های وجودی‌مون که کشف و ابرازشون جز غیرممکن‌ترین‌هاست نزدیک‌ کنه، چیزی که حتی بزرگ‌ترین شادی‌ها هم تووش ناتوانن ...
دیدگاه ها (۱)

پسر بد (62)

پارت : 27 (بخش3) **زاویه دید: زین**فضای داخل مرسدس بنزِ پدرم...

پارت هفتم: رازهای مشترکهوا از پشت پنجره‌ی بزرگ دفتر، کم‌کم ب...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۲

پارت ۱۸ — آخرین روز دانشگاه 🎓🌸روز فارغ‌التحصیلی بالاخره از ر...

Between Sleep and Breath

وقتی پای حرفش می شستم از این می‌گفت که خوبی کرده و بدی دیده،...

تو فکر می کنی من آدمِ قویی هستم؟ فکر می کنی قوی بودن چه شکلی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط