{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح شده

صبح شده
نگآه کن ابرارو ..(وآسه ط میرقصن)
هیچ وقت نگفتی دوصم دآری
نگفتی و من گریه کردم و ریخت اشکآم رو گلآی فرش
بجآ اشک امروز خون گریه کردم
نه واسه (ط)
واسه خودم
آخه من خیلی عاشقت بودم...
من گریه نمیکردم که ، میخندیدم
من سیگار نمیکشیدم که ، باشگاه میرفتم
من آخه نویسنده نبودم که
من خاننده ی چشمات بودم...
بعدم که رفتی از من یه مخروبه موند
یه موقع هآیی یآد کارایی که با خودم کردم میوفتم
بخاطر ط
خودمو کشتم تا ط زنده بمونی
حالا بیا قضاوت کن بگو
مجنون عاشق تر بود یآ من
مجنون دیوونه تر بود یا من
منی که برآت خط اندآختم رو زندگیم
منی که خط کشیدم دور همه که ط راحت پرواز کنی
ولی ط بال هاتو بستی...
الانم نمیگم برگرد ، چون از من چیزی نمونده که بیایی
جز یه پاکت سیگار
چند خط شعر و نوشته
و یه دنیآ درد...
نویسنده مرد
:)
دیدگاه ها (۱۱)

بهم نگآ کن...صاف تو چشآم ، دیدی نمیتونیآخ که چقد سنگینه این ...

تنگ کن چشمآتو نزار نور بیآد تو که من میرم و بفهم بعضی چیزافق...

نه اینکه نمیشه (من نمیخام)چون هیچ وقت اونطوری که من میخاستم ...

بین این همه آدم من ط رو انتخاب کردمبحث سرع لیاقته...سره اینک...

رمان:رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی 🫀 پارت :2...

پارت ۳

which onepart 14ویو بعد از سالن ناخنبعد از درست کردن ناخن ها...

🔪🌀وقتی دستت برید و بهش نگفتی🌀🔪درخواستییساعت10 شبامروز  شوگا ...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

which one part 12اما حیف که دور بودن کاریش هم نمیشد کرداما و...

Iove and the moonPart39ساعت تقریبا 5 بود ازشدت استرس نمیتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط