صبح شده
صبح شده
نگآه کن ابرارو ..(وآسه ط میرقصن)
هیچ وقت نگفتی دوصم دآری
نگفتی و من گریه کردم و ریخت اشکآم رو گلآی فرش
بجآ اشک امروز خون گریه کردم
نه واسه (ط)
واسه خودم
آخه من خیلی عاشقت بودم...
من گریه نمیکردم که ، میخندیدم
من سیگار نمیکشیدم که ، باشگاه میرفتم
من آخه نویسنده نبودم که
من خاننده ی چشمات بودم...
بعدم که رفتی از من یه مخروبه موند
یه موقع هآیی یآد کارایی که با خودم کردم میوفتم
بخاطر ط
خودمو کشتم تا ط زنده بمونی
حالا بیا قضاوت کن بگو
مجنون عاشق تر بود یآ من
مجنون دیوونه تر بود یا من
منی که برآت خط اندآختم رو زندگیم
منی که خط کشیدم دور همه که ط راحت پرواز کنی
ولی ط بال هاتو بستی...
الانم نمیگم برگرد ، چون از من چیزی نمونده که بیایی
جز یه پاکت سیگار
چند خط شعر و نوشته
و یه دنیآ درد...
نویسنده مرد
:)
نگآه کن ابرارو ..(وآسه ط میرقصن)
هیچ وقت نگفتی دوصم دآری
نگفتی و من گریه کردم و ریخت اشکآم رو گلآی فرش
بجآ اشک امروز خون گریه کردم
نه واسه (ط)
واسه خودم
آخه من خیلی عاشقت بودم...
من گریه نمیکردم که ، میخندیدم
من سیگار نمیکشیدم که ، باشگاه میرفتم
من آخه نویسنده نبودم که
من خاننده ی چشمات بودم...
بعدم که رفتی از من یه مخروبه موند
یه موقع هآیی یآد کارایی که با خودم کردم میوفتم
بخاطر ط
خودمو کشتم تا ط زنده بمونی
حالا بیا قضاوت کن بگو
مجنون عاشق تر بود یآ من
مجنون دیوونه تر بود یا من
منی که برآت خط اندآختم رو زندگیم
منی که خط کشیدم دور همه که ط راحت پرواز کنی
ولی ط بال هاتو بستی...
الانم نمیگم برگرد ، چون از من چیزی نمونده که بیایی
جز یه پاکت سیگار
چند خط شعر و نوشته
و یه دنیآ درد...
نویسنده مرد
:)
- ۱.۹k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط