نه اینکه نمیشه (من نمیخام)
نه اینکه نمیشه (من نمیخام)
چون هیچ وقت اونطوری که من میخاستم نشده
انگار خدا به فرشته هاش گفت این هرچی خواست ندین بهش بزارین خماری بکشه
ولی نه...
من خمار سیگارو مشروبو این چیزا نبودم
ط نفهمیدی
ولی من خمار نگاهت بودم
نگاه نکردی هیچ وقت که نسخم از همه بیشتر...
شاید من اونقدر بهت فکر کردم که خودمو یادم رفت
شاید من واقعا عاشقت شدم...
حالا هم مجبور شدم برم
نه بخاطر اینکه خودم بخام
بخاطر اینکه ط تنها کسی بودی که نتونستم بهش بگم
نگاه کنم تو چشمای ط
دستتو بگیر
بهت بگم که دوصت دارم
بجاش نشستم یه گوشه از اتاقم برقارو خاموش کردم
با کسی حرف نزدم
بجز ط
اونم تو ذهنم
یه روز اگه زنده موندیم بهت میگم چقدر دوصت دارم
تا اون روز خورشیدو خاموش میکنم
لامپ ماه رو از برق میکشم
پرده ها رو نمیزنم کنار
همینجا میمونم...
مبادا که فکر کنی رفتم با کسه دیگه
چون هیچ وقت اونطوری که من میخاستم نشده
انگار خدا به فرشته هاش گفت این هرچی خواست ندین بهش بزارین خماری بکشه
ولی نه...
من خمار سیگارو مشروبو این چیزا نبودم
ط نفهمیدی
ولی من خمار نگاهت بودم
نگاه نکردی هیچ وقت که نسخم از همه بیشتر...
شاید من اونقدر بهت فکر کردم که خودمو یادم رفت
شاید من واقعا عاشقت شدم...
حالا هم مجبور شدم برم
نه بخاطر اینکه خودم بخام
بخاطر اینکه ط تنها کسی بودی که نتونستم بهش بگم
نگاه کنم تو چشمای ط
دستتو بگیر
بهت بگم که دوصت دارم
بجاش نشستم یه گوشه از اتاقم برقارو خاموش کردم
با کسی حرف نزدم
بجز ط
اونم تو ذهنم
یه روز اگه زنده موندیم بهت میگم چقدر دوصت دارم
تا اون روز خورشیدو خاموش میکنم
لامپ ماه رو از برق میکشم
پرده ها رو نمیزنم کنار
همینجا میمونم...
مبادا که فکر کنی رفتم با کسه دیگه
- ۵.۸k
- ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۴۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط