{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به آرزوی بچگی ام رسیدم

به آرزوی بچگی ام رسیدم

چقدر دلم می خواست تو صف اول نماز جماعت باشم

این بار نه تنها صف اول ، بلکه جلوتر از صف اول جای گرفتم

حتی جلوتر از پیش نماز

همه به من اقتدا می کنند

چقدر مهم شدم

نماز تمام میشود

همه به سمتم می آیند

روی دست بلندم می کنند

چقدر عزیز شدم

چند قدمی حرکتم می دهند

یکی فریاد می زند : 

بلند بگو لا اله الا الله . . .
دیدگاه ها (۷)

وضو که می گیری با لب خندان سر جانماز بنشین!اگر اخم ها را در ...

پارت اول ویو آت اه سرم امروز خیلی کار دارم این سردرد فاکی هم...

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

سناریو:زخم التیامی/پارت ۳(موقعیت:۹۰۰متر تا ua) (زمان:۵:۴۷)**...

پارت: 32 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«مرخصیِ ساعتی گرفتم.» ماما...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۴

✦ اولین گناه ✦فصل هجدهم: کسی که دنبالش گشت---دنبالش گشتم.اول...

«پارت پنجم ». آرزوی من »صبح از خواب بیدار شدم به خاطر آرا...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط