{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تناسخ زمان ]⁠ part ۱۵

تناسخ زمان ]⁠ part ۱۵


ات در حینی که لیوان آب پرتقال را به سوی دهان پسرش گرفت و با خوش رویی لب زد : داداش وو سونگ شما همیشه هواست بهمون هست و بود همین کافیه برامون خیلی ممنونم
وو سونگ با همان وقار و محترمی اش با انگشتانی کشیده و حرکاتی که با دقت یک استاد مراسم چای انجام می‌شد، فنجان سفید شیشه‌ای کوچکی را میان دستانش گرفته بود. بخار لطیفی از چای سبز تازه دم‌کرده برمی‌خاست و با هوای خنک عصرگاهی در هم می‌آمیخت. وو سونگ پیش از نوشیدن، لحظه‌ای چشمانش را بست تا عطر گیاهی و تازه چای را استشمام کند گویی با هر دم، آرامش طبیعت را به درون جانش می‌کشید. جرعه ای از چای سبز نوشید و نجوا کرد : می هی شنیدم رفتار جونگ کوک باهات خوب نبوده امیدوارم چیز خاصی نباشه
ات لبخندی از سر این همه حمایت برادرانه زد و خوشحال گفت : نه چیزی خاصی نیست جونگ کوک این چند روز یکم بهم ریخته ست همین
وو سونگ با سر تکان داد جواب زن داداش اش را داد و سکوت کرد چرا که روحی خانواده برادر کوچیک اش برایش به شدت مهم بود، آن سکوت آرام با صدای کفش های مردی بر پله ها از بین رفت جونگ کوک که تا آن موقع نگاهش به پایین بود با دیدن برادرش وو سونگ خشک اش زد، یادش نمی آمد کی او را دیده بود، میونه آن دو بردار اصلا خوب نبود وو سونگ از روی صندلی بلند شد و کتش را درست نمود روبه برادر اش کرد : اومدی دردسرساز باید بریم شرکت
جونگ کوک بلآخره پله ها را طی نمود وو سونگ از روی صندلی بلند شد روبه ات کرد و گفت : می هی دیگه میریم روز بخیر
ات به احترام بلند شد و ایستاد وو سونگ پیشانی جی‌جی کی را بوسید بلافاصله از سالن خارج شد جونگ کوک با پروندن خاطرات قدیمی قدم برداشت اما با صدای همسرش ایستاد دختر به سویش آمد و نوازش وار دستش را لبه کت مرد گذاشت : اگه حالت خوب نبود دوباره برگرد خونه
جونگ کوک سر تکان داد و گفت : باشه می هی بابایی رفت جی‌جی کی
برای شاد کردن قلب پسر بچه گفته هایش را به زبان آورد و بلافاصله به راه برادرش رفت دختر که هنوزم به رفتن مرد خیره شده بود با صدای پسرش افکارش بهم خورد : اوما تست من چی سد .. بیا دیگه چلا منو منتظل می‌زالی ای بابا
دختر با اخم ظریف ساختگی اش تستی که خلاقانه درست کرده بود را جلوی پسرش در بشقاب گذاشت جی‌جی کی با ذوق بچگانه ای دست زد و گفت : وایی اوما خلگوش دلست چه عجب که آولدی
ات لبخندی زد و موهای مشکی پسرش را بوسید : پرو بازی در نیار و تستت رو بخور وگرنه خبری از پوتین هات نیست جئون جی‌جی کی
۰
دیدگاه ها (۱)

تناسخ زمان ] ۱۶ part فضای اتاق با سقف‌های بلند و گچ‌بری‌های...

تناسخ زمان ]⁠ pat ۱۷اتاق کار با دیوارهای چوبی تیره و کتابخان...

تناسخ زمان ] ۱۴ part خورشید صبحگاهی از لای پرده‌های حریر ات...

تناسخ زمان ]⁠ part ۱۳ ات لبخندی زد و چراغ بزرگ اتاق را خاموش...

پلیس من...p2

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط