{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۱۰


به طرفه آنها آمد و از دویدن زیاد نفسش بالا نمی آمد سریع گفت : خودمو رسوندم نه لطفا نکنید و نگید فقط به من بگید من می‌خوام سورپرایز شون کنم اگه می‌پرسید کی هستم نپرسید
یه سول خنده ای کرد و دست جونگ کوک را گرفت که باهث نگاه متعجب آن مرد شد تنها پلک زد و نخواست دستش را از دستش بیرون بکشه
خانم دکتر با خنده گفت: باشه خانم جوان نمی پرسم میخواهید صدای ضربان قلب بچه رو گوش بدید
جونگ کوک لحظه ای خشکش زد هیچوقت به اینجاش فکر نکرده بود
با فشرده شدن دستش توسط یه سول نگاهی به چشم هایش اطمینان بخشش کرد و با خوشحالی لب زد : آره .. اگه میشه
ثانیه ای بعد صدای تپش های قلب کوچکی پخش شد اتاق در سکوتی فروع رفت تنها صدای تپش های قلب کوچکی به گوش می‌رسید
هویون خنده ناگهانی کرد چرا که آن صدا هستی قشنگ بود
جونگ کوک به کل خشکش زده بود چشم هایش یه سول در از اشک شدن
و با آهن شادی گفت : ببین جونگ کوک صدای قلب بچه مونه
جونگ کوک ناباورانه خندید و گفت : خیلی قشنگه.... صدای قلبش
هویون با احساس گفت : چه صدای ناز و شیرینی
خانم دکتر صدا را قطع کرد و روبه یه سول گفت : میتونید بنشینید
و تکه دستمالی به دستش داد تا مایع روی شکم اش را پاک کنه
یه سول با پایین کشیدن بلیز آبی رنگش با کمک جونگ کوک روی تخت نشست هنوزم دستش در دشت عشقش بود هویون: یالا برید بیرون می‌خوام بپرسم بچه چیه
جونگ کوک که هنوزم در شوک ضربان قلب بچه بود هیچ سخنی نمی‌گفت
و همراه یه سول از اتاق خارج شدن
دیدگاه ها (۱)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۱۱برای آخرین بار از پنجره هواپیما ب...

Slave ♡ Season ♡ Part ۱۱۲پشت کرد بهش و قدم برداشت سمته صندلی...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۹جونگ کوک سری تکان داد : آره انگار...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۸چند روز بعد ....چمدون های بزرگ و ...

ادامه پارت قبلجونگ کوک سمتش آمد و دستی روی موهایش کشید مهربو...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۴۶جونگ کوک با نرمی و آرامش با دستش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط