{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشد
من همانم که پسندید و پسندیده نشد

یاد لب‌های تو افتادم و با خود گفتم :
غنچه‌ای بود که گل کرد ولی چیده نشد

من نظربازم و کم معصیتی نیست ولی
چه بسا طعنه زدن‌های تو بخشیده نشد

ای که مهرت نرسیده است به من، باور کن
هیچ کس قدر من از قهر تو رنجیده نشد

عاشقت بودم و این را به هزاران ترفند
سعی کردم که بفهمانم و فهمیده نشد
دیدگاه ها (۳)

میخواهم از این ثانیه هیزم بفروشمتر را به شما،خشک به مردم بفر...

مگو که عمر همین مانده بر لب بام استکه هر چه سعی کنم سعی بی س...

با همین دست، به دستان تو عادت کردماین گناه است ولی جان تو عا...

باغ را آوازهای "سار" بهتر می‌کندحال عاشق را حضور یار بهتر می...

پارت 2ا.ت لباس هایش را پوشید ولی احساس می‌کرد که خیلی ساده ا...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

. . چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پ...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

چشم من، چشم تو را دید ولی دیده نشدمن همانم که پسندید و پسندی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط