{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۷۸


صبح آرام‌تر از همیشه بیدار شد. نه با صدا، نه با عجله.
نور کم‌جان خورشید از لای پرده‌ی نازک عبور کرده بود
و روی دیوار خطی طلایی کشیده بود
یه سول پلک زد و به چهره غرق در خواب جونگ کوک زل زد
جونگ کوک هنوز خواب بود. نفس‌هایش منظم،
آرام،‌و صورتش در آن نورِ ملایم بی‌دفاع‌تر از همیشه به نظر می‌رسید.
صبح‌ها آدم‌ها واقعی‌ تر هستن نه نقاب دارند نه حواسشان جمع است
که قوی به نظر برسند.‌
یه سول دستش را آرام روی شکمش گذاشت. نه از درد، بلکه از عادت
نگاهش برگشت به مردی که کنارش خوابیده بود و برای لحظه‌ای احساس کرد دنیا با تمام سختی‌هایش می‌تواند تحمل‌پذیر باشد
یه سول خواست بدون هیچ سرو صدای بنشینه اما
جون کوک درحین خواب دستش را آرام گرفت، نه محکم، نه محتاج
بلکه از دلتنگی‌ یه سول متعجب نگاهش کرد اما اون مرد در آرامش خواب بود، قلبش دختر فروع ریخت و آروم گونه اش را نوازش کرد
با لبخندی بهش زل زد / هنوزم تحه دلت همون آدم مهربون زندگی می‌کنه /
با مهر آروم پیشونی عشقش را بوسید و دستشو از میان دست جونگ کوک بیرون کشید و با سختی روی تخت نشست
همان دقیقه‌ درب باز شد و هویون با استایل مشکی و زیبایش توی چهار چوب درب ایستاد ولی با اشاره یه سول سکوت کرد
دختر حامله بعد از عوض کردن لباس با لباس زرد بی شانه تا زانو
بدون هیچ گونه آرایشی همراه هویون از اتاق خارج شد
هر دو به سالن هجوم بردن یون مثله همیشه با مهربانی اش بیان کرد : بیدار شدی دخترم الان حالت چطوره
یه سول سری تکان داد و دست گذاشت روی شکم اش : خیلی ممنونم خانم یون الان بهترم
یون بدون دانستن قضیه ای که جونگ کوک از سه سول متنفره و قصد اول اون دختر با خوش روی لب زد : پس بریم توی حیاط صبحانه بخوریم
هویون با انداختن دست روی شانه یه سول به سوی حیاط رفتن
یه سول همراه یون روی صندلی های که زیره درخت قراره داشتند و میز پر از صبحانه خوشمزه نشستن
هویون که با گوشی مشغول بود توی وسط راه ایستاد با قامت بلندی که جلویش ایستاد نگاهی به بالا انداخت صدای جدی جیمین بلند شد :‌ صبح بخیر
دیدگاه ها (۳)

Slave ♡ Season ♡ Part ۷۹هویون پوزخند عصبی زد : برو گمشو جیمی...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۰جونگ کوک نگاه آخری به یه سول نمود ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۷۷جیمین : اگه دنبال کارای من راه بیا...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۷۶با کنار رفتن دستش هویون نفسی کشید ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۰۲یه سول با احساس نفس های گرمی جونگ...

ادامه پارت قبلجونگ کوک سمتش آمد و دستی روی موهایش کشید مهربو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط