{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave Season Part

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۰


جونگ کوک نگاه آخری به یه سول نمود و پشت کرد بهش همان دقیقه که وارده سالن شد یه سول به طرف درب سالن نگاه کرد
چه عاشقی که حضور معشوقش را از راه دور حس نمود
... زیر زمین عمارت
دیوار شواهد ساکت نبود؛ پر از حرف‌های نگفته بود.
عکس‌ها با پونزهای قرمز به دیوار چسبیده بودند؛ چهره‌هایی که بعضی خیره نگاه می‌کردند، بعضی لبخند می‌زدند، و بعضی انگار چیزی را پنهان کرده بودند. نخ‌های رنگی، سرنوشت آدم‌ها را به هم وصل می‌کردند؛ از یک نام به یک تاریخ، از یک مکان به یک دروغ.
یادداشت‌های کوتاه کنار عکس‌ها بیشتر شبیه زخم بودند تا کلمه.
هر خط نشانه‌ی شکی تازه، هر دایره حقیقتی نصفه‌نیمه.
چراغ کم‌نور اتاق سایه‌ها را روی دیوار کش می‌داد و دیوار شواهد
بیشتر شبیه اعتراف‌نامه‌ای شده بود که هنوز جرأت خوانده شدن نداشت
جیمین با ماژیک قرمز رنگ نزدیک دیوار شواهد شد و خطی دوره عکس
یه سول کشید جدی نجوا کرد : یانگ یه سول خواهر دوست دختر فوت شده جونگ کوک که با فکر انتقام نزدیک جونگ کوک میشه ولی در این راه عاشقش میشه حتا هیچ آسیبی هم بهش نمی رسونه و هیچ کاره مشکوکی هم نکرده و الانم بچه جونگ کوک رو هست ماه حامله ست
نظرت چیه کارگاه لی
کارگاه لی کمی در فکر فروع رفت : فکر نکنم یه خانم حامله بتونه همچین کاری بکنه اون سایه شب دو شب پیش پوستر زده بود
جیمین : حق با شماست... دوره عکس نایون رو خط کشید : اینم از بانو
و زن عموم بانو یون و دختر عموم آری جونگ کوک رو هم که خودت می‌شناسی...
در آخر روی عکس هویون زوم کرد نفس عمیقی کشید اون کی بود یا حتا می‌توانست عاشقش بشه یا نه... افکارش را پس زد و جدی گفت : پارک هویون دختر خالم که حتا نمی‌دونم حقیقت داره یا نه هیچ خبری از مادر و پدرش ندارم فقط بهمون گفته شده دختر خاله منه ولی فکر نکنم این حقیقت باشه...
کارگاه لی بلند شد و خطی دوره عکس هویون کشید : کارگاه پارک به نظرت این دختر خانم به نسبتی می‌تونه باهاتون داشته باشه
جیمین مکث کرد می‌ترسید از هویت دختری که عاشقش بود به عکس هویون خیره شد و گفت : مطمئنم که دختر خالم نیست.... این راز پیشه بانو نایونه یعنی مادرم..
دیدگاه ها (۳)

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۱جلوی آینه ایستاده درحال درست کردن ...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۸۲سریع دست گیره رو پایین کشید اما در...

Slave ♡ Season ♡ Part ۷۹هویون پوزخند عصبی زد : برو گمشو جیمی...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۷۸صبح آرام‌تر از همیشه بیدار شد. نه ...

ادامه پارت قبلجونگ کوک سمتش آمد و دستی روی موهایش کشید مهربو...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۱۲۷ معمولی نبود طعم لب های توت فرنگی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط