Slave Season Part
♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۷۶
با کنار رفتن دستش هویون نفسی کشید : خفم کردی عوضی چرا بهم حمله میکنی
جیمین نزدیک تر شد و دستاشو دو طرفه هویون گذاشت : سوالمو با سوال پس نده جواب بده
هوای اطراف به شدت برای دختر کم شده بود این نزدیکی اونم برهنه براش گرمی ایجاد میکرد سریع نجوا کرد : تو جواب منو ندادی چرا بهم گفتی کی هستی
جیمین عصبی جواب داد. : دنبال کارا و حرف های من راه نیافت
هویون لجبازی کرد و با چشم های که فقط روی صورت مرد بودن نگاهش کرد : تا وقتی نگی چرا گفتی دنبال همه چی میگردم
جیمین : که اینطور
هویون با اعتماد به نفسی گفت : اره همین طوری
جیمین لب هاشو نزدیک گوش دختر برد و گرم نفس کشید که باعث مور مور بدن هویون شد با صدای بمی نجوا کرد : میدونی اگه دنبال کارای من راه بیافتی چی میشه
هویون پلک بست و لب زد: چی میشه
جیمین پوزخندی زد و سرشو داخل گردن دختر فروع برد تنها برخورد صورت جیمین روی گردنش تمام بدنش رو به لرزه در می آورد
یه سختی از لایه لب هایش گفت : جیمی برو کنار
جیمین بدون توجه گردنشو نرم و آهسته بوسید تنها همین کارش باعث ریختن قلب دختر شد...: تو خیلی شیرینی
جیمین از قصد نفس آروم و پر حرارتش رو همراه این کلمه با عطر خلاص مردانه و گرمش تو گردن دختر پخش کرد و باعث شد هویون خیلی سریع چشم هاشو ببنده
قلبش تند تند می کوبید و نفس هایش یکی درمیون شده بودن استرس شدیدی فعالیت های تمام عضو بدنش رو مختل کرده بود
تا اینکه به زور صدای از بین لب هایش خارج شد : برو کنار وگرنه کتک میخوری
هم زمان دست هاش با زبونش به کار افتادن جیمین رو به عقب هل داد تا بتونه از دستش فرار کنه ولی بر خلاف انتظارش زورش برای این مرد به قدری کم بود که حتا ذره ای فاصله ای بین شون ایجاد نشد
تا اینکه جیمین هر دو دست هاشو بالای ستون سفت گرفت
با کنار رفتن دستش هویون نفسی کشید : خفم کردی عوضی چرا بهم حمله میکنی
جیمین نزدیک تر شد و دستاشو دو طرفه هویون گذاشت : سوالمو با سوال پس نده جواب بده
هوای اطراف به شدت برای دختر کم شده بود این نزدیکی اونم برهنه براش گرمی ایجاد میکرد سریع نجوا کرد : تو جواب منو ندادی چرا بهم گفتی کی هستی
جیمین عصبی جواب داد. : دنبال کارا و حرف های من راه نیافت
هویون لجبازی کرد و با چشم های که فقط روی صورت مرد بودن نگاهش کرد : تا وقتی نگی چرا گفتی دنبال همه چی میگردم
جیمین : که اینطور
هویون با اعتماد به نفسی گفت : اره همین طوری
جیمین لب هاشو نزدیک گوش دختر برد و گرم نفس کشید که باعث مور مور بدن هویون شد با صدای بمی نجوا کرد : میدونی اگه دنبال کارای من راه بیافتی چی میشه
هویون پلک بست و لب زد: چی میشه
جیمین پوزخندی زد و سرشو داخل گردن دختر فروع برد تنها برخورد صورت جیمین روی گردنش تمام بدنش رو به لرزه در می آورد
یه سختی از لایه لب هایش گفت : جیمی برو کنار
جیمین بدون توجه گردنشو نرم و آهسته بوسید تنها همین کارش باعث ریختن قلب دختر شد...: تو خیلی شیرینی
جیمین از قصد نفس آروم و پر حرارتش رو همراه این کلمه با عطر خلاص مردانه و گرمش تو گردن دختر پخش کرد و باعث شد هویون خیلی سریع چشم هاشو ببنده
قلبش تند تند می کوبید و نفس هایش یکی درمیون شده بودن استرس شدیدی فعالیت های تمام عضو بدنش رو مختل کرده بود
تا اینکه به زور صدای از بین لب هایش خارج شد : برو کنار وگرنه کتک میخوری
هم زمان دست هاش با زبونش به کار افتادن جیمین رو به عقب هل داد تا بتونه از دستش فرار کنه ولی بر خلاف انتظارش زورش برای این مرد به قدری کم بود که حتا ذره ای فاصله ای بین شون ایجاد نشد
تا اینکه جیمین هر دو دست هاشو بالای ستون سفت گرفت
- ۹۷۵
- ۲۳ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط