{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هانتر

#هانتر


پارت ۲۱

ناخودآگاه چاقوی توی دستش رو فشرد و متوجه خون روی انگشتهاش شد..
+ عاح...فاعک..
فریاد زد و چاقو رو روی زمین پرتاب کرد..
با دستمال خون دستش رو پاک کرد و بطور فعلی چسب زخمی روش زد ولی زخم دستش
بزرگتر از چیزی بود که چسب زخم بپوشونتش..!
بینی اش رو باال کشید و متوجه حالش شد..اون حال رو میشناخت!
بسرعت شماره جک رو گرفت
جک : بله مستر جئون
+ جک...
جک : چیشده کوک..؟حالت خوبه؟
+ داری؟
جک : اگه داشته باشمم بهت نمیدم جونگکوک
+ جک..!
با نعره صداش کرد و دستهاش رو بیشتر فشرد..
جک عصبی فریاد زد..
+ لعنت بهت جونگسو...لعنت بهتتت..!
بیا خونم..
جونگکوک تلفن رو قطع کرد و بعد از برداشتن سوئیچ ماشینش به سمت خونه جک روند!
الرا ویو حاضر بود هرچیزی رو تحمل کنه تا به مقصود خودش برسه..
رفتن به خانه جئون و ..
در نهایت مرگش مگه نه!؟
حاال اون دختر به نقطه ای رسیده بود که به مرگش خوشحاله!
جک ویو :
در رو باز کرد و قیافه درهم جونگوک رو دید که با دستهاش بدنش رو پوشونده
جک : بدن درد داری؟
با صدای لرزون و بینی گرفته جواب داد
+ بیارش...
جک : ترکش کن جونگکوک ... چهار ساله داری-
+ خفه شووو..نمیبنی حالم بدههه!؟نمیتونم بفهممم!
جک : من اگه بهت بدمش دوست خوب نیستم میفهمیی!؟ وقتی که نزارم مصرف کنی میشم
دوسته خوب!!!
من نمیخوام مثله---
جونگکوک نذاشت حرفش رو کامل کنه و فریاد زد : دهنتو ببند اسم گذشته رو نیارر! جک خفه
شو خفه شووو
جک : باشه...باشه جونگکوک آروم باش..االن میارم..
صورت پر از عرقش رو پاک کرد و بار دیگه بینی اش رو باال کشید ...
جک بسته رو پرت کرد جلوش و گفت : میرم تو اتاجونگکوک بسته رو قاپید و بازش کرد..
بعد از اتمام کارش نفس عمیقی کشید و سرش رو آزادانه روی مبل گذاشت و لبخند مستانه ای
زد..!
جک سری از تاسف تکون داد و آهی کشید..
کی فکرش رو میکرد که جئون جونگکوک یا اباهتی ک همه ازش حرف میزنن دچار چنین
حالی بشه!؟
ما زیبایی های ظاهری رو میبینیم و نمیتونم باطن کسی و قضاوت کنیم!
پس قضاوت از روی ظاهر انجام میشه و شخص ، مجبور به ظاهر سازی همیشگی میشه!
چون انتظاری ک ازش میشه همون جور هست که بقیه میبینن!
کسی دردها رو در نظر نمیگیره!
"
]صورت شما کتابی است که مردم میتوانند از آن چیزهای عجیب بخوانند.["شکسپیر
جک : خماریت پرید ؟
جونگکوک با صدایی تو دماغی و لش گف : نوووچ...فعال...د..دم پرم نیا..
دیدن عذاب کشیدن بهترین دوستش برایش درآور بود..
ولی چکار میتونست انجام بده؟
همین االنش هم جئون بخاطر مصرف نکردن اون مواد به نعشگی رسیده بود!
جونگکوک گوشی اش رو برداشت و شماره ای گرفت و با دست های بی جون به سمت گوشش
برد
جک : به کی زنگ میزنی
دیدگاه ها (۱)

#هانتر پارت ۲۲+ الراا...شییییی... جک دویید به سمتش و گوشی رو...

#هانتر پارت ۲۳نانسی : باشه ناراحت نشو..یکم عصبیم.. _ خودت می...

#هانترپارت۲۰+ هوم..باشه ، بریم؟ × با ماشین شما میریم؟ + امم....

#هانترپارت ۱۹^ هومم.. + اونوقت مطمئنی قصد دیگ ای نداری؟ ^ اگ...

black flower(p,318)

black flower(p,325)

《 ازدواج نافرجام 》⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩ پارت 112 ⁦(⁠๑⁠˙⁠❥⁠˙⁠๑⁠)⁩هم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط