ات کجا

ات : کجا
کوک: باشگاه
ات: الان...ساعت ۶:۱۰ صبحه
کوک: دیرمون شد زود بیا
خلاصه رفتن باشگاه
کوک: بیا اینا تمرینایی هست که امروز باید انجام بدی
خلاصه ورزش کردن ساعت ۷ صب شد .رفتن صبحونه خوردن و رفتن خونه
ات: خیلی خستم
کوک : یه موزیک بزارم
ات: از اهنگای خودت بزار
کوک: باشه
خلاصه کوک اهنگ رو گذاشت ات خوابش برد
رسیدن خونه
کوک: رسیدیم
کوک پیاده شد
رفت در ات رو باز کرد
کوک: هییییی ات بیدار شووو
ات: ولی من خوابم میاد
کوک دوباره ات رو بغل میکنه ات هم اونقدر خسته بود که نمیتونست چشماشو باز کنه
کوک ات رو برد توی حموم
کوک: باید حموم کنی
ات: نمیخوامممم
کوک: زود باش ات
خلاصه ات حموم کرد اومد بیرون حاضر شد با موهای خیس خوابید کوک موقعی که ات از حموم اومد بیرون رفت حموم
یعنی اول ات رفت بعد ات کوک رفت
(خب موقعیت کوک )
از حموم در اوند با یه حوله که به کمرش بسته...
(موقعیت ات)
با موهای خیس روی تخت خوابیده
تق تق
کوک : ات
ات : بله
کوک: بلند شو موهاتو خشک کن باید بریم سر تمرین
ات: باشه
ات چشماشو باز میکنه
کوک رو لخت با یه حوله میبینه
ات •جیغغغغغ
کوک: چرا جیغ میزنی
ات: لباسات کوووو
کوک میخنده و میره اتاق خودش و حاضر میشه با یه شلوارت و به تیشرت ساده
برمیگرده
کوک: پوشیدم.....وایییی موهات خیسههه الان مریض میشییی پاشو ببینم
خلاصه کوک موهای ات رو خشک میکنه
ات: به فکر خودت باش نه من 😵‍💫موهای خودتم خیسه
کوک: تو هم موهای منو خشک میکنی
ات: باشهههه😮‍💨
خلاصه ساعت ۱۰ شده الان
خلاصه دیگه رفتن یکم موزیک و دنس تمرین کردن ناهار خوردن فیلم دیدن و
تمام
بیست و چهار ساعت با کوک تموم شد
دیدگاه ها (۴)

**پایان ۲۴ ساعت با کوک و شروع مرحله تهیونگ:**ات، با چهرهای ن...

**تمرین روز اول:**تهیونگ با دست به سمت میکروفون اشاره کرد. "...

خلاصه کوک و ات رفتن سوار ماشین کوک شدن راننده: بریم ؟کوک: ار...

ات کاغذ را باز کرد و شروع به خواندن کرد در کاغذ جملاتی کوتاه...

هنرمند کوچولوی من

سناریو درخواستی وقتی دوست دخترشونی و میری حموم

(ویو فردا صبح)(ویو کوک)ساعت شش صبح بود بلند شدم دیدم ته جفتم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط