امروز صبح داریم میریم بیرون من همش عطسه میکردم به مامانم
امروز صبح داریم میریم بیرون من همش عطسه میکردم به مامانم گفتم یه ایت الکرسی بخون همش صبر میاد.
تو راه پشت فرمون بودم یه دفعه یه سنگ پرت شد رو شیشه ماشینم که شیشش شکست یه تیکش هم پرت شد اما چون خودم رو کشیدم کنار نخورد بهم.دویست هزار پول گم کردم تو بازار و چنتا بلای کوچیک :(
تو خونه به مامانم میگم ایت الکرسی کار خودش رو کرد منظورم این بود که قطعا قرار بود اتفاق بدتری بیفته که با ایت الکرسی رفع شده مامانمم چون میدونه من اهل این چیزا نیستم فکر کرد میخوام مسخره کنم طوری سرم داد زد که الان هر کی هر چی میگه نمیشنوم بچه ها لطفا برام دعا کنید پرده گوشم پاره نشده باشه خخخخخخ:) کر شدم :(
تو راه پشت فرمون بودم یه دفعه یه سنگ پرت شد رو شیشه ماشینم که شیشش شکست یه تیکش هم پرت شد اما چون خودم رو کشیدم کنار نخورد بهم.دویست هزار پول گم کردم تو بازار و چنتا بلای کوچیک :(
تو خونه به مامانم میگم ایت الکرسی کار خودش رو کرد منظورم این بود که قطعا قرار بود اتفاق بدتری بیفته که با ایت الکرسی رفع شده مامانمم چون میدونه من اهل این چیزا نیستم فکر کرد میخوام مسخره کنم طوری سرم داد زد که الان هر کی هر چی میگه نمیشنوم بچه ها لطفا برام دعا کنید پرده گوشم پاره نشده باشه خخخخخخ:) کر شدم :(
- ۴.۳k
- ۰۳ مهر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط