part16
part16
ا.ت: خب...
جیهوپ: من تمرین موسیقی داشتم صبح زود بعدش هوا خوب بود رفتیم یه دوری زدیم
مامان ا.ت: خب چرا ا.ت باهاتونه؟
ا.ت: من گفتم حوصلم سر میره باهاشون رفتم آهنگ خودن داداشمو بشنوم
مامان ا.ت: باهاشون؟
که جیمین اومد جلو
جیمین: سلام من جیمینم دوست جیهوپ توی کلاس موسیقی
مامان ا.ت: آها پس تو جیمینی جیهوپ خیلی راجبت گفته که صدات خیلی خوبه، خب بیاید داخل ناهار درست کردم
رفتیم داخل و نشستیم توی اتاق جیهوپ
ا.ت: راستی من کی لباسامو عوض کردم؟
فلش بک به ساعت ۵ صبح
یونگی: ا.ت پاشو این لباسارو بپوش اذیت میشی با این لباسا
زمان حال
ا.ت: آها الان یادم اومد، لباسام جا موندن اونجا
جیمین: راستی بزار به تهیونگ زنگ بزنم ببینم کجائه
"مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. لطفا بعدا تماس بگیرید"
جیمین: در دسترس نیست
ا.ت: بزار من به هانا زنگ بزنم
"مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. لطفا بعدا تماس بگیرید"
ا.ت: هانا هم در دسترس نیست
جیمین: نکنه چیزیشون شده باشه؟
بعد از ۱۶ بار زنگ زدن تهیونگ جواب میده
تهیونگ: بله؟
جیمین: کجائید؟ حالتون خوبه؟ چرا در دسترس نبودید؟
تهیونگ: ما خونه ی هانا ایم، نمیدونم چرا
جیمین: آیگووو نزدیک بود قلبم از جا در بیاد میدونی چقدر نگران شدم
تهیونگ: جالبه
جیمین: هوففف از دست تو، خدافظ
تهیونگ: خدافظ
مامان ا.ت: بیاید ناهار بخورید
رفتیم و ناهارمونو خوردیم
ا.ت: من میرم تو اتاقم
رفتم تو اتاقم و روی تخت دراز کشیدم و خوابم برد و ساعت ۸ شب بیدار شدم
رفتم بیرون که دیدم جیهوپ و جیمین دارم باهم فیلم میبینن
جیهوپ: اه پسره ی لعنتی چرا دست از سر این بدبخت برنمیداره؟
جیمین: ببین کی بیدار شده
جیهوپ: صبح بخیر خانم جانگ
ا.ت: ساعت چنده؟(خوابالود)
جیهوپ: ۸ شب
ا.ت: مگه من کی خوابیدم؟
جیهوپ: ۱۲ ظهر
ا.ت: مامان کجاست؟
جیهوپ: رفتن خرید احتمالا یکی دو ساعت دیگه بیان
ا.ت:...
ادامه دارد...
ا.ت: خب...
جیهوپ: من تمرین موسیقی داشتم صبح زود بعدش هوا خوب بود رفتیم یه دوری زدیم
مامان ا.ت: خب چرا ا.ت باهاتونه؟
ا.ت: من گفتم حوصلم سر میره باهاشون رفتم آهنگ خودن داداشمو بشنوم
مامان ا.ت: باهاشون؟
که جیمین اومد جلو
جیمین: سلام من جیمینم دوست جیهوپ توی کلاس موسیقی
مامان ا.ت: آها پس تو جیمینی جیهوپ خیلی راجبت گفته که صدات خیلی خوبه، خب بیاید داخل ناهار درست کردم
رفتیم داخل و نشستیم توی اتاق جیهوپ
ا.ت: راستی من کی لباسامو عوض کردم؟
فلش بک به ساعت ۵ صبح
یونگی: ا.ت پاشو این لباسارو بپوش اذیت میشی با این لباسا
زمان حال
ا.ت: آها الان یادم اومد، لباسام جا موندن اونجا
جیمین: راستی بزار به تهیونگ زنگ بزنم ببینم کجائه
"مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. لطفا بعدا تماس بگیرید"
جیمین: در دسترس نیست
ا.ت: بزار من به هانا زنگ بزنم
"مشترک مورد نظر در دسترس نمیباشد. لطفا بعدا تماس بگیرید"
ا.ت: هانا هم در دسترس نیست
جیمین: نکنه چیزیشون شده باشه؟
بعد از ۱۶ بار زنگ زدن تهیونگ جواب میده
تهیونگ: بله؟
جیمین: کجائید؟ حالتون خوبه؟ چرا در دسترس نبودید؟
تهیونگ: ما خونه ی هانا ایم، نمیدونم چرا
جیمین: آیگووو نزدیک بود قلبم از جا در بیاد میدونی چقدر نگران شدم
تهیونگ: جالبه
جیمین: هوففف از دست تو، خدافظ
تهیونگ: خدافظ
مامان ا.ت: بیاید ناهار بخورید
رفتیم و ناهارمونو خوردیم
ا.ت: من میرم تو اتاقم
رفتم تو اتاقم و روی تخت دراز کشیدم و خوابم برد و ساعت ۸ شب بیدار شدم
رفتم بیرون که دیدم جیهوپ و جیمین دارم باهم فیلم میبینن
جیهوپ: اه پسره ی لعنتی چرا دست از سر این بدبخت برنمیداره؟
جیمین: ببین کی بیدار شده
جیهوپ: صبح بخیر خانم جانگ
ا.ت: ساعت چنده؟(خوابالود)
جیهوپ: ۸ شب
ا.ت: مگه من کی خوابیدم؟
جیهوپ: ۱۲ ظهر
ا.ت: مامان کجاست؟
جیهوپ: رفتن خرید احتمالا یکی دو ساعت دیگه بیان
ا.ت:...
ادامه دارد...
- ۴.۲k
- ۳۰ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط