{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part18

part18

ا.ت: دوتاتون هم خوب میزنید هم خوب میخونید
پرش زمانی به ساعت ۱۰
مامان ا.ت: ما اومدیم
جیهوپ: ماماننن
مامان ا.ت: جانم؟
جیهوپ: جیمین امشب اینجا میمونه
(دیگه نمیگم مامان ا.ت مینویسم خانم جانگ)
خانم جانگ: باشه بمونه، راستی باباتون شیفت شب داره و بعدشم ماموریته حالا حالا ها نمیاد
خانم جانگ: من میرم بخوابم خیلی خستم. ا.ت از اون غذاهای خومشزه و همیشگیت برا شامتون درست کن
ا.ت: باشه
یهویی جیهوپ اومد در گوشم گفت: برو خدمتکار برامون غذا درست کن
ا.ت: یاااا حالا که اینجوریه براتون هیچی درست نمیکنم، قهرم
جیمین: هیونگ چرا اذیتش میکنی(با خنده)
ا.ت: خودتون برید یچیزی درست کنین، ایشش
جیهوپ: بیا اینجا باهات شوخی کردم
رفتم براشون پاستا آلفرودو درست کردم
ا.ت: اینم شام رویاییتون، مواظب باشین انگشتاتون رو باهاش نخورین
جیهوپ: اعتماد به نفستو برم، ولی راست میگه خیلی پاستا هاش خوشمزست
شاممون رو خوردیم و یه فیلم دیدیم که دیدم ساعت ۱۲ شده
رفتم و تلویزیونو از برق کشیدم، پاشین وقت خوابه، آخر هفتست ولی باید بخوابید
جیهوپ: یااااا آخراش بود دیگه
جیهوپ: جیمین، برو تو اتاق من بخواب من اینجا میخوابم
ا.ت: نه نه نه، تو میونه ی خوبی با مبل نداری، جیمین توی اتاق من میخوابه منم اینجا
جیهوپ: باشه من میرم بخوابم شب بخیر
وقتی جیهوپ رفت به جیمین گفتم: جیمین
جیمین: بله؟
ا.ت: واقعا دوستم داری؟
جیمین: نه، من دیوونتم
ا.ت: از کجا مطمئن بشم؟
جیمین: خب چیکار انجام بدم تا مطمئن بشی؟
ا.ت: به جیهوپ بگو
جیمین: چی؟
ا.ت: برای اینکه ثابت کنی دوستم داری باید به جیهوپ بگی
جیمین: باشه
یه لبخند زدم و گفتم: بهتره بری بخوابی
جیمین: باشه، ولی قبلش این
اومد نزدیکم و لباش رو روی لبام قرار داد
قلبم داشت تند تند میزد و دلم میگفت همراهیش کن
همراهیش کرد که صدای پا از اونور اومد
جیهوپ بود که اومده بود آب بخوره و مارو دید
جیهوپ: دارید چه غلطی میکنید، شماها؟(عصبانی)
ا.ت: الان برات توضیح میدم
جیهوپ خب توضیح بده، نکنه میخوای بگی اتفاقی بود؟
ا.ت: بیا بشین تا بهت بگم
جیهوپ: منتظرم
جیمین: ببین اون موقع که من داشتم به ا.ت پیانو یاد میدادم در واقع پیانو یاد نمیدادم، اون لحظه من بهش اعتراف کردم و اونم همینطور و این بوسه، اینکارو من کردم
جیهوپ: برام مهم نیست کی اینکارو کرده
ا.ت: جیهوپ، ماهمو دوست داریم
جیهوپ: ببین من با رابطتون مشکلی ندارم ولی اگه جای من مامان اونحا ایستاده بود دوتاتونو دار میزد، سعی کم کم به مامان بگی
جیهوپ: راستی جیمین، تو امشب پیش من میخوابی
جیمین: یاااا من به این پاکی، به من اعتماد نداری؟
جیهوپ: نه ندارم بیا پیش خودم بخواب
جیمین: اههه، باشه اوکی

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۰)

part 19ویو جیمینرفتم توی اتاق جیهوپ خوابیدم و از گرما خوابم ...

part20ویو ا.تداشتم صبحونه میخوردم که گوشیم زنگ خورد، هانا بو...

part17ا.ت: آیگو چقدر کمرم درد میکنهجیهوپ: بس که میخوابیا.ت: ...

part16ا.ت: خب... جیهوپ: من تمرین موسیقی داشتم صبح زود بعدش ه...

part 22

part. 24

تک پارتی جیهوپوقتی جیهوپ سرما میخورها/ت: الان دو تا سه روزی ...

سناریو سو پارت اول

پارت ۹ | سه قلب، یک عشقویو ا/ت | فردا صبحبا صدای زنگ ساعت از...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

love in the dark⑧⑤یک ساعت بعد ا/ت: نخوابیدی؟ کوک: نه رفتم کن...

پارت. 27

part 8. three hearts, one love

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط