part14
part14
یونگی: ا.ت یادته دیشب به جیمین چی گفتی؟ جیمین تو چی یادته به ا.ت چی گفتی
ا.ت: نه
جیمین: ولی من یادمه
یونگی: میدونید که اگه جیهوپ بفهمه زندتون نمیذاره؟
ا.ت: میشه به منم بگید دارید راجب به چی حرف میزنید؟
جیمین: ا.ت اون شبی که خونه ی هانا بودی و من مست بودم رو یادته؟ عاممم یچیزی تو همون مایه ها
ا.ت: صبر کن مگه تو یادت میاد؟
جیمین: خب بیخیالش اون
یونگی: اگه میخواید باهم قرار بزارید دور از چشم جیهوپ باشه، اوکی؟
ا.ت: اوهوم
جیمین: اوکی
جیهوپ: یونگی، برام لباس میاری؟
یونگی: اوکی، بیا
جیهوپ: مرسی
ا.ت: خب بریم دیگه
یونگی: بدون صبحونه؟
جیهوپ: واقعا دیگه باید بریم
یونگی: باشه
جیمین: هیونگ منم میرسونی خونه؟
جیهوپ: اوکی بیا بریم
ا.ت، جیمین، جیهوپ: خدافظ
یونگی: خدافظ
جیمین: عه مامانم پیام داده
پیام مامان جیمین: چرا دو روزه نیومدی خونه؟ دیگه هم نیا همونجایی بمون که بودی
جیمین: بدبخت شدم
ا.ت: مگه چی گفته؟
جیمین: میگه چرا دو رهزه نیومدی خونه؟ دیگه هم نیا همونجایی بمون که بودی
ا.ت: خب بدبخت شدی
جیهوپ: ریدی
ا.ت:...
ادامه دارد...
یونگی: ا.ت یادته دیشب به جیمین چی گفتی؟ جیمین تو چی یادته به ا.ت چی گفتی
ا.ت: نه
جیمین: ولی من یادمه
یونگی: میدونید که اگه جیهوپ بفهمه زندتون نمیذاره؟
ا.ت: میشه به منم بگید دارید راجب به چی حرف میزنید؟
جیمین: ا.ت اون شبی که خونه ی هانا بودی و من مست بودم رو یادته؟ عاممم یچیزی تو همون مایه ها
ا.ت: صبر کن مگه تو یادت میاد؟
جیمین: خب بیخیالش اون
یونگی: اگه میخواید باهم قرار بزارید دور از چشم جیهوپ باشه، اوکی؟
ا.ت: اوهوم
جیمین: اوکی
جیهوپ: یونگی، برام لباس میاری؟
یونگی: اوکی، بیا
جیهوپ: مرسی
ا.ت: خب بریم دیگه
یونگی: بدون صبحونه؟
جیهوپ: واقعا دیگه باید بریم
یونگی: باشه
جیمین: هیونگ منم میرسونی خونه؟
جیهوپ: اوکی بیا بریم
ا.ت، جیمین، جیهوپ: خدافظ
یونگی: خدافظ
جیمین: عه مامانم پیام داده
پیام مامان جیمین: چرا دو روزه نیومدی خونه؟ دیگه هم نیا همونجایی بمون که بودی
جیمین: بدبخت شدم
ا.ت: مگه چی گفته؟
جیمین: میگه چرا دو رهزه نیومدی خونه؟ دیگه هم نیا همونجایی بمون که بودی
ا.ت: خب بدبخت شدی
جیهوپ: ریدی
ا.ت:...
ادامه دارد...
- ۶.۱k
- ۲۹ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط