{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مدیر مدرسه ای دانش آموزی را از مدرسه اخراج می کند و به او

مدیر مدرسه ای دانش آموزی را از مدرسه اخراج می کند و به او می گوید که برنمی گردی مگر همراه با ولی.
دانش آموز به خیابان نزدیک مدرسه رفت و یک پیرزن رادیدکه به تنهایی راه می رفت به او گفت: خاله مدیر مدرسه مرا بیرون کرده وگفته باید ولی ام را به مدرسه بیاورم . میشه به عنوان مادرم با من به مدرسه بیایید. پیرزن که دوست داشت به اوکمک کند فورا قبول کرد .
هر دو نزد مدیر رفتند . دانش آموز به مدیر گفت که مادرم را آوردم .مدیر رو به دانش آموز کرد و گفت : خدا بگم چیکارت نکنه این که مادر منه ازکجا آوردیش!!
دیدگاه ها (۹)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part⁴﴿ویو ات﴾لیا دستم را محکم گرفته بود و تق...

شهید صالح عباسی فقط ۱۱ سال داشت؛ دانش‌آموز کلاس پنجم، پسری ک...

KIM V

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۴ بعد از مسابقه، همه برای برگشتن به م...

پارت سوم: سوءتفاهم در حیاط مدرسهخورشید صبحگاهی به حیاط بزرگ ...

فصل دومپارت اول | آخرین سال، آخرین شبچند ماه گذشت...بعد از م...

007-آلما ویسکی - پارت ۳۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط