اربابخشنپارت

#ارباب_خشن[پارت⁴¹]
مین ویو^^
سرمو تکون دادم و به سقف خیره شدم....من باید فک کنم_زن یه مافیا شدن سخته...قبولش میکنم.
اما اگه دشمناش منو بدزدن...اهههه چرا خفه نمیشی؟__باورم نمیشه که با صدای توی سرم دارم دعوا میکنم.
من عاشقشم' این باعث نمیشه که بخوام نظرمو عوض کنم...اما نمیدونم چرا نمیتونم این حس رو به زبون بیارم.
تو جام غلتی زدن که لبم به لبای جین برخورد کرد.
سرمو عقب کشیدم و صورتش خیره شدم_از کارم مطمئن نبودم-
لبامو چسبوندم به لباش و خودمو تو بغلش جا دادم...لبامو از رو لباش برداشتم و سرمو روی سینش گذاشتم.
دستمو روی سیکس پکاش میکشیدم..با فکر کردن به یه چیز منحرف دست از کارم برداشتم و برگشتم سر جام که دستاش مانعم شد و منو توی بغلش کشید.
جین: چرا ادامه ندادای؟
مین: خوشت اومد..
جین: اوهوم.
سرمو دوباره روی سینش گذاشتم..
جین: امروز بریم خرید؟
مین: ارهه.
بلند شدم و رفتم موهامو شونه کردم_باورم نمیشه برام همه چیز عادی شده باشه..
حوله رو از کمد برداشتم و به سمت حموم رفتم.
اب رو باز کردم و منتظر شدم تا وان پرشه.
ابو بستم و نشستم-یکم بدنم میسوخت...بخاطر زخمامه.
در حموم باز شد و جین اومد تو.
جین: میتونم باهات حموم کنم.
مین: به شرطی که بفاکم ندی(خنده)
جین:سعیمو میکنم.
اومد تو وان و از پشت بغلم کرد...
جین: به چی فک میکردی.
مین: هیچی..
کتفمو بوسید*
مین: اخ.
جین: چیشد؟
مین:هیچی فقط دلم درد میکنه...راستی منو محکم بغل نکن_اخه جای زخمام میسوزه.
جین: مین سو...منو ببخش_دیگه نمیزارم کسی بهت اسیب بزنه.
جین: این زخمای روی بدنت فقط بخاطر منه.
مین: جین..زخما خوب میشن_من دیگه هر اتفاقی که تو گذشته اتفاق افتاده رو فراموش کردم.
جین:اره زخمات خوب میشن..اما من عذاب وجدان دارم.
مین: کاری میکنم که دیگه عذاب وجدان نداشته باشی(خنده)
جین: منظو...
لبامو گذاشتم روی لباش_اینکار باعث میشد حس خوبی پیدا کنم..خوشحالم که تو زندگیم کسی هست که منو دوست داره"
روی پاش نشستم و دستامو دور گردنش حلقه کردم.
جین: اینطوری تحملش سخته!
مین: چی؟
جین: نمیتونم تحمل کنم و بفاکت ندم.
مین: بذارش برای شب...فعلا بیا بریم صبحونه بخوریم.
جین: اوهوم.
از حموم بیرون اومدیم و لباسامون رو پوشیدیم و رفتم پایین_صبحانه رو خوردیم*
جین: برو حاضر شو بریم بیرون.
مین: باشه.
کمد رو باز کردم و یه لباس انتخاب کردم...موهامو با سشوار خشک کردم.
در اتاق باز شد که پشت در کمد قایم شدم.
جین: عه چرا قایم شدی؟
مین: لباس ندارم.
جین: منکه همه جای بدنتو دیدم.
لپام از خجالت سرخ شد که دستمو گرفت و منو توی بغلش کشید_ سرشو لای گردنم برد.
جین: بوی خوبی میدی.
مین: میخوام لباس بپوشم.
رفتم سمت لباسم و پوشیدمش...
مین: تو اماده نمیشی؟
یه لباس برداشت و لباساشو د اورد.
یه عطر برداشت و به خودش زد.
دیدگاه ها (۰)

جین: بریم.مین: اوهوم.~~~~~~~~~رسیدیم به پاساژ...دست جین رو گ...

#ارباب_خشن[پارت⁴²]رسیدیم به عمارت که از خستگی روی مبل ولو شد...

وا اسمات : من دوباره میگم من اسمات نمی نویسماز اتاق رفت بیرو...

.جین: خفه شو(با داد)کاترین با حرص از اتاق رفت بیرون*جین: مین...

نفرین شیرین. پارت 1

خون‌آشام جذاب من(P:5)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط