{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست

وقتی از چشم تو افتادم دل مستم شکست
عهد و پیمانی که روزی با دلت بستم شکست
ناگهان دریا! تو را دیدم حواسم پرت شد …
کوزه ام بی اختیار افتاد از دستم، شکست
آنقدر مشق شب پیشانی ام را خط زدی
تا مداد مشکی چشمان سرمستم شکست
در دلم فریاد زد فرهاد و کوهستان شنید
هی صدا در کوه، هی «من عاشقت هستم» شکست …
بعد تو آیینه های شعر، سنگم میزنند !
دل به هر آیینه، هر آیینه ای بستم، شکست
عشق زانو زد غرور گام هایم خرد شد
قامتم وقتی به اندوه تو پیوستم شکست
وقتی از چشم تو افتادم… نمیدانم چه شد …
پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم، شکست
دیدگاه ها (۸)

باران می‌بارید.چویا با قدم‌های سریع از میان خرابه‌های ساختما...

شیپ ساسوکه و ناروتو

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

پارت بیست‌ و پنجم | خاطرههواپیما مدت‌ها بود از زمین فاصله گر...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۰۶: خبرآشپزخانه هنوز شلوغ بود.خدمتکارها ظر...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت سوم: اعترافِ بی‌محابا و اشغالِ غیرقا...

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط