{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به داداشم (گودزیلامون) میگم یه چیزه شیرین بگو برا جملک بن

به داداشم (گودزیلامون) میگم یه چیزه شیرین بگو برا جملک بنویسم :میگه تو را بس که ماموره عذابت منم…..
والا من تا بیست سالگی یه لاستیک کهنه بر میداشتم با چوب میزدمشو تو کوچه ها میدوئیدم حالا اینا تو سنه ۹ سالگی فیلسوف شدن…
دیدگاه ها (۲)

ساکورا : چطور؟میزوکی:هیچیساکورا: جواب رو بده میزوکی :داییم ب...

دوستان میخوام یه ریسک جدید بکنم (ناکسه و کارای عجیبش دیع.. 🗿...

رمان دورترین نزدیک کاور شخصیت سپنتا

نوشیدنی اشتباهی‼️💊(پارت دوم):الناز نگاش کرد:«ها😏د بخور دیگه،...

رمان ماه من🌙🙂

داداشم منو دید تو خیابون.. با یه نگاه تند بهم فهموند برو خون...

مخصوصا خواهرالطفا بخووووووووونیدداداشم منو دید تو خیابون.. ب...

این کلیپ توجه منو جلب کرد.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط