{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه پارت اول

ادامه پارت اول
_خوشبختم
_آها الان یادم افتاد که گوشیت رو جاگذاشته بودی و منم آوردم، بیا
_واییییی مرسی یوتا اوپا
هیچی نگفت ، فکر کنم وقتی گفتم اوپا ناراحت شد، اما چرا؟
_خدانگهدار
ناراحت شدم که انقدر زود رفت، بهش گفتم :میشه فردا همو ببینیم
_ببخشید ولی فردا فیلمبرداری دارم و نمیتونم
_آها، پس لطفا مراقب خودتون باشید
دیدگاه ها (۱)

پارت دومچشمام رو باز کردم و دیدم که صبح شده ، نگاهی به ساعت...

ادامه پارت دوم (تیکه دومش) وقتی که بهوش اومدم دیدم به جایی ش...

زندگی بی پایان من

یه سناریو نوشتم، لطفا تا آخر بخونید(پستای بعدی) نظراتتون رو ...

Part7

gentleman part7

صحبت های پایانی پسرا(هیونگا)تو دومین روز فن میتینگشون🛐💥:🐺: ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط