part عشق پنهان
part51 عشق پنهان
نویسنده: ات با این حرف سوهو اروم گرفت میشد ترس رو توی چشمای ات دید بدنش میلرزید تند تند نفس میکشید و از طرفی نگران جونگ کوک بود
《ویو ات》
ترسیده بودم و نگران بودم هم نگران خودم و هم جونگ کوک ولی جونگ کوک آدمی نبود که بخواد سر کسی کلاه بزاره یعنی چیکار کرده که این یارو انقدر کینه داره ازش؟
《ویو جونگ کوک》
چند تا از بادیگاردام با یک ماشین دیگه پشت سر من راه افتادن تا اگر صدای تیراندازی شنیدن بیان . انقدر با سرعت رفتم که نفهمیدم کی رسیدم اونجا پیاده شدم میشه گفت یه جای متروکه و خرابه بود تفنگم رو درآوردم و وارد اونجا شدم صدای شلیک اومد تنم لرزید صدا از بالا میومد رفتم بالا که با سوهو و ات که روی صندلی نشسته بود روبه رو شدم ... تفنگم رو رو به سوهو گرفتم و یک قدم گذاشتم جلو که ...
سوهو: به نعفته عقب وایستی وگرنه قبل اینکه بخوای شلیک کنی دخل این دختره اومده
جونگ کوک: باشه ... باشه به اون کاری نداشته باش اون رو ول کن بزار بره طرف حساب تو منم نه اون
سوهو: هه هه فکر کردی میزارم هر جفتتون از اینجا زنده بیرون برین؟ کور خوندی . تو اول شروع کردی عمارتم رو آتیش زدی و ... کسی که از ته دلم دوستش داشتم رو ... کشتی انتقامم رو از هر جفتتون میگیرم
《ویو جونگ کوک》
یه لحظه خشکم زد چی؟ من ... من عمارتش رو آتیش زدم؟ من کسی که دوستش داشت رو کشته بودم؟
جونگ کوک: این چرت و پرتا چیه که میگی من همچین کاری نکردم
نویسنده: ات با این حرف سوهو اروم گرفت میشد ترس رو توی چشمای ات دید بدنش میلرزید تند تند نفس میکشید و از طرفی نگران جونگ کوک بود
《ویو ات》
ترسیده بودم و نگران بودم هم نگران خودم و هم جونگ کوک ولی جونگ کوک آدمی نبود که بخواد سر کسی کلاه بزاره یعنی چیکار کرده که این یارو انقدر کینه داره ازش؟
《ویو جونگ کوک》
چند تا از بادیگاردام با یک ماشین دیگه پشت سر من راه افتادن تا اگر صدای تیراندازی شنیدن بیان . انقدر با سرعت رفتم که نفهمیدم کی رسیدم اونجا پیاده شدم میشه گفت یه جای متروکه و خرابه بود تفنگم رو درآوردم و وارد اونجا شدم صدای شلیک اومد تنم لرزید صدا از بالا میومد رفتم بالا که با سوهو و ات که روی صندلی نشسته بود روبه رو شدم ... تفنگم رو رو به سوهو گرفتم و یک قدم گذاشتم جلو که ...
سوهو: به نعفته عقب وایستی وگرنه قبل اینکه بخوای شلیک کنی دخل این دختره اومده
جونگ کوک: باشه ... باشه به اون کاری نداشته باش اون رو ول کن بزار بره طرف حساب تو منم نه اون
سوهو: هه هه فکر کردی میزارم هر جفتتون از اینجا زنده بیرون برین؟ کور خوندی . تو اول شروع کردی عمارتم رو آتیش زدی و ... کسی که از ته دلم دوستش داشتم رو ... کشتی انتقامم رو از هر جفتتون میگیرم
《ویو جونگ کوک》
یه لحظه خشکم زد چی؟ من ... من عمارتش رو آتیش زدم؟ من کسی که دوستش داشت رو کشته بودم؟
جونگ کوک: این چرت و پرتا چیه که میگی من همچین کاری نکردم
- ۳۶۶
- ۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط