ادامه ... تند لباس عوض کرد سپس برای کمک به هاری به آشپزخا
ادامه ... تند لباس عوض کرد سپس برای کمک به هاری به آشپزخانه هجوم برد
هاری پیشبند به تن داشت همان گونه جدی و خشک مشغول صبحونه درست کردن بود
یوری به خوبی چشم به هاری دوخته بود به خوبی از نظرش جیمین بود که مشغول آشپزی کردن بود حتی اخم هایش
آروم با لحن بی حسی گفت .... هاری. : به جای اینکه اونجا وایستی و نگاهم کنی بیا کمک کن
یوری موهایش شسته شده و خوش بو اش را لمس کرد سپس با قدم های آروم سمتش هجوم برد
یوری : خب.. چیکار کنم ؟
هاری : خیار ها رو پوست بکن بعدشم خوردش کن ..
یوری بلافاصله سمت شیر آب رفت و دست هایش را شست سپس یک عدد خیار به دست خودش گرفت سوالی ذهنش را در گیر کرد و آروم گفت
یوری : میشه یه سوال بپرسم ؟
لباس یوری اسلاید دو
هاری پیشبند به تن داشت همان گونه جدی و خشک مشغول صبحونه درست کردن بود
یوری به خوبی چشم به هاری دوخته بود به خوبی از نظرش جیمین بود که مشغول آشپزی کردن بود حتی اخم هایش
آروم با لحن بی حسی گفت .... هاری. : به جای اینکه اونجا وایستی و نگاهم کنی بیا کمک کن
یوری موهایش شسته شده و خوش بو اش را لمس کرد سپس با قدم های آروم سمتش هجوم برد
یوری : خب.. چیکار کنم ؟
هاری : خیار ها رو پوست بکن بعدشم خوردش کن ..
یوری بلافاصله سمت شیر آب رفت و دست هایش را شست سپس یک عدد خیار به دست خودش گرفت سوالی ذهنش را در گیر کرد و آروم گفت
یوری : میشه یه سوال بپرسم ؟
لباس یوری اسلاید دو
- ۱۳.۶k
- ۱۹ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط