{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خواستم عشق رو تو دستام بگیرم ، ولی جا نشد

خواستم عشق رو تو دستام بگیرم ، ولی جا نشد


پس گذاشتمش تو جیبم، ولی جا نشد


در کیفمو باز کردم، ولی جا نشد


تصمیم گرفتم ببرمش تو اتاق، ولی جا نشد


بنابر این یک خونه براش گرفتم، ولی جا نشد


حتما تو کره زمین جا می شه، ولی جا نشد


پس گذاشتمش تو قلبم، حالا دیگه جاش


خوبه خوبه

تازه می فهمم، این که می گن دل آدم ها می تونه


از دنیا هم بزرگتر باشه یعنی چی

S&M
دیدگاه ها (۶)

@nphotography

وقتی لباسشونو میپوشیم🐨 نامجون:چند ثانیه فقط نگات می‌کنه.«این...

𝙻𝚘𝚟𝚎 𝚖𝚎 𝚊𝚐𝚊𝚒𝚗 𝙿𝚊𝚛𝚝:⁵⁷تهیونگ:ا/ت، منظورم این نبود…ا/ت:پس منظو...

پارت: 31 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*سکوتِ خفه‌کننده‌ای بینمون ...

وقتی جلوشون گریه میکنیم

سناریو تهیونگ

رومان روز برفی (پارت8)از زبان اتواقعا خیلی آروم بود خوابش بو...

{مافیایی برای من}پارت:۱ویو صبح :ویو تهیونگ:اه با آلارم کوفتی...

خب دوستان من دوباره برگشتم و اینبار باید یه چیزی رو بگم و از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط