{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

افسر پلیس ¹¹

افسر پلیس ¹¹

به محل کار سوجون رفتم

سوجون: عزیزم خوش اومدی بیا بشین

رو صندلی نشستم

سوجون: با این چیزا که تعریف کردی جریان اینه که داداشت از یکی خوشش اومده بعد از تو کمک خواسته بعد عشق داداشت شمارو با هم دیده و تصادف کرده و تو کماست درسته؟

یونی: هوم

سوجون: اگه میخوای بهوش بیاد باید گیاه we've just رو با عصاره برگ اکاریپتوس بجوشونیم ( ترکیب سم)و دمنوش درس کنیم چون اون شخص تو کماست از طریق سوزن به سرمش وارد بدنش میکنیم باعث میشه بدنش به کار بیوفته و زودتر از کما بیرون بیاد

یونی: باید با تهیونگ حرف بزنم

سوجون: باشه پس من آمادش میکنم اگه خواستی

یونی: ممنونم عشقم


رفتم خونه یه دوش کوچیک گرفتم و آماده شدم که به بیمارستان برم

ویو راوی

در بیمارستان همه آشفته بودند از طرفی تهیونگ آسیب دیدن پسر مورد علاقه اش را تقصیر خود می‌دانست و آشفته بود جین و نامی سعی داشتند او را آرام کنند

و از طرفی دیگر یونگی تصادف برادرش را تقصیر تهیونگ می‌دانست در واقع جیمین با او قهر کرده بود و ماجرای خواهر تهیونگ را به او نگفته بود جیهوپ در کنار او بود و به او دلداری میداد

یون سون هم پیش جیمین نشسته بود و تلاش میکرد بی تابی او را کم کند جیمین از همه ناراحت تر بود شوهر او سرش داد زده بود و اجازه نداده بود ماجرا را برایش توضیح دهد یکی از دوستان او بر روی تخت بیمارستان و دیگری در حال گریه کردن و ناراحتی بود جیمین گریه نمی کرد فقط حسرت میخورد که چگونه زندگیشان تغییر کرده


(ادمین: شب تک پارتی داریم.)
دیدگاه ها (۵)

(ادمین)

Rz prpr ¹⁸ویو تهیونگراستش خیلی دلم برای کوک سوخت وقتی که حرف...

Rz prpr ¹⁷شماره هوپی رو گرفتم اون تنها کسی بود که میتونست کو...

میخواستم پارت آپ کنم ولی حمایتا خیلی کمه آخر شب سر میزنم حما...

برادر ناتنی فصل دوم part 7ــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

Help me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط