{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پ

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــــارتـــــ17

از فروشگاه که بیرون اومدیم، روی یه نیمکت کنار رودخونه نشستیم.

دفتر طراحی هنوز توی دستم بود.

تهیونگ یه نگاه بهش انداخت.

ـ هنوزم نمی‌خوای نشونم بدی؟

دفتر رو سریع بستم.

ـ نه.

ـ چرا؟

ـ چون هنوز کامل نیست.

ـ فقط یه نگاه.

ـ نه.

دستشو به نشونه‌ی تسلیم بالا برد.

ـ باشه، خانم طراح.

با خنده گفتم:

ـ وقتی تموم شد، اولین نفری که می‌بینتش تویی.

ـ قول؟

ـ قول.

چند دقیقه ساکت نشستیم.

نسیم آرومی می‌وزید و صدای آب همه‌جا پیچیده بود.

تهیونگ یهو گفت:

ـ می‌دونی اولین چیزی که درباره‌ت توجهمو جلب کرد چی بود؟

با کنجکاوی نگاهش کردم.

ـ چی؟

ـ نگاهت.

ـ نگاهم؟

ـ آره.

ـ مگه نگاهم چه شکلیه؟

خندید.

ـ وقتی داری به چیزی فکر می‌کنی، انگار هیچی دوروبرتو نمی‌بینی.

ـ یعنی انقدر مشخصه؟

ـ خیلی.

منم پرسیدم:

ـ حالا نوبت منه.

ـ بپرس.

ـ اولین چیزی که من درباره‌ی تو فهمیدم این بود که...

ـ که؟

ـ برخلاف چیزی که همه فکر می‌کنن، اصلاً آدم سردی نیستی.

یه لبخند آروم روی لبش نشست.

ـ خیلیا اینو نمی‌دونن.

ـ چون تا باهات حرف نزنن، فکر می‌کنن خیلی جدی‌ای.

ـ تو هم روز اول همین فکر رو کردی؟

سرمو تکون دادم.

ـ آره.

ـ حالا چی؟

با خنده گفتم:

ـ حالا فهمیدم یه بچه‌ی شیطونی که فقط ادای آدمای آروم رو درمیاره.

چند ثانیه نگام کرد...

بعد زد زیر خنده.

ـ یعنی انقدر تابلوئه؟

ـ خیلی.

ـ پس آبرویی برام نذاشتی.

با خنده از روی نیمکت بلند شدم.

ـ بیا، قبل از اینکه بیشتر از این غرورتو خراب کنم.

اونم بلند شد و با خنده دنبالم راه افتاد.

کم‌کم حس می‌کردم کنار هم، سکوت هم قشنگ بود؛ لازم نبود همیشه حرفی برای گفتن داشته باشیم....
ادامه دارد ♡☆

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خوشگلا انقدر ایده دارم که خیلی دوست دارماین فیک تموم بشه
تا ایده بعدیم رو به کار بیارم
ولی اولین کاری که این فیک تموم سد میکنم اینه که چند تا چند پارتی
هستش میخوام بزارم بعد فیک جدید
ماچ به کلتون💋🫵🤍
دیدگاه ها (۲)

رستورانی که تهیونگ با مانلی رفت

کافه ای که مانلی و تهیونگ رفتن

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

پارت ۱۴از مغازه که بیرون اومدیم، دو تا کیسه‌ی پارچه دستم بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط