{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دیروز با مامانم داشتیم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دف

دیروز با مامانم داشتیم وسایل انباری رو مرتب میکردیم یه دفعه مامانم یک جعبه مداد رنگی فلزی در آورد و گفت : این رو نگه داشته بودم هر وقت معدلت بیست شد بدم بهت خاک برسرت.
:-|
دیدگاه ها (۲)

ﺧﻮﺍﻫﺸﺎ ﺑﻌﺪ ﺧﻮﻧﺪﻧﻪ ﺍﻳﻦ ﻣﺘﻦ ﻳﻪ ﻛﻢ ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻴﺪ ......................

۵ ساعت یه بند پای نت بودم هیچیم نشد… تا کتابمو باز کردم ... ...

دختران دمبخت به دو گروه تقسیم میشنگروه اول گروه دوم این دو ت...

چقد زیباست حرف زرتشت که میگوید:ای کاش آنقدر آب داشتم تا جهنم...

فصل 1 پارت 2 اون دعوا بابام اصلا خونه نمیومد یا ساعت 3 میومد...

#in_your_eyespart_۹۹ویو کایلااز همون صبح تصمیممو گرفته بودم....

Part ³~یونگی به خوبی میدونست با این کارا دخترکش غش و ضعف می...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

پارت ۱۵

پارت: 8 (بخش2) صدها هزار نفر آدم پولدارتر و وصل‌تر از ما دار...

درخواستی بانو ( https://wisgoon.com/989309_7483)خب خب بریمفن...

#Escape_from_death_April29 #admin_yoki #part4توی همین فکر بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط