part

part: ³⁵
عشق بی رنگ

مینهو: بازی هنوز تموم نشده کیم..

ته: خیلی تاثیر گذار بود..دفعه اخرت باشه به اموال من دس برد میزنی..(دارک)

از کنارش رد شدم رفتم تو ون.. به نامجون نگا کردم

ته: کارت خوب بود هیونگ..الکی نیس که ضریب هوشیت ¹⁴⁸ عه...

نامجون: هی بچه انقد زبون نریز(خنده)

ته: نمیریزم (خنده)

نشستم ون حرکت کرد.. بهش توضیح دادم که داخل چی شد... اونم با دقت گوش میکرد
بعد از نیم ساعت رسیدیم سازمان.................

مینهو ویو

به هانول زنگ زدم...بعد از چند تا بوق برداشت...
مکالمشون:
مینهو: کی کارت تموم میشه؟ میخوام زودتر کارتو تموم کنی بیب...
هانول: دختره خیلی بچه مثبته.. سونگمین و گوک دو رو راضی کردم... فعلا داریم طبق نقشه پیش میریم...
مینهو: خوبه.. یادت نره.. اگ کارتو درست انجام بدی.. ¹⁰⁰⁰⁰⁰⁰⁰⁰⁰ دلار جایزته...
هانول: ددی.. میدونی که.. چقد دلم میخواد.. مال تو باشم؟
مینهو: همین الانشم مال منی... فقط بذار این تهیونگ رو بکشم پایین.. جوری که جلوم زانو بزنه.. اونموقع... هر کاری بخوای میتونی با دختره بکنی.. اسمش چی بود؟
هانول: ا.ت... پارک ا.ت.. خیلی دختر خوبیه...
خیلیم زود باوره.. این کارمونو راحت میکنه...
مینهو: اوممم خوبه..
قط کردم.. اینم یه هر/زه ست.. کارم که تموم شد... چند راند میکنمش.. پولشو میدم و از زندگیم پرتش میکنم بیرون...

ا.ت ویو

حوصلم به شدتتت ریده بود.. گوشیمو گرفتم دستم دیدم هانول انلاینه.. بهش پیام دادمو مشغول چت کردن شدم... بعد از ⁴⁷ مین تهیونگ در اتاقو باز کردو اومد داخل...

ا.ت: سلام.. خوبی؟

ته: سلام..بد نیستم.. تو چطوری؟

ا.ت: مث خودتم...

ته: هعییی... رفت لباساشو عوض کردو اومد کنارم رو تخت دراز کشید... لپمو بوس کرد....
یه لبخند ملیح زدم...

ا.ت: میدونی چقد با این کارات ذوق میکنم؟

ته: اوهوم.. قصدمم همینه...

ا.ت: بیشور...قهرمممم..

ته: چراااا..

ا.ت: اصن برای من وقت نمیذاری.. از اون موقعی که باهم کاپ زدیم یه بارم بیرون نرفتیمممممممم...

ته: ارومممممم... باشه کجا دوس داری بریم؟

ا.ت: هرجا.. فقط دور از اینجا..

ته: باشه زندگیم... میخوای یه هفته بریم بوسان؟

ا.ت: ارههههههههههه

خیلی جذاب خندید که بهش زل زدم... صورتشو با دستام قاب کردم... موهاشو که رویه صورتش ریخته بود رو کنار زدم... اروم لبشو بوسیدم..........................................

هانول ویو

با سونگمین و گوک دو تویه کافه قرار گذاشتم... منتظر نشسته بودم که اومدن..
جفتشون نیشخند زده بودن... پوففففففف..

هانول: زود باشین بشینین...

نشستن...

گوک دو: پارتی که نیومد.. حالا باید چیکار کنیم؟

هانول: من یه فکری دارم...

سونگمین: چه فکری؟

هانول: شما و اکیپتون یکم واسش قلدری کنین... بعدش.. من خودم اونو میارم تویکی از کلاسا... اونموقع.. یکیتون باک/ره گیش رو میگیره.. اونو خودتون تصمیم بگیرین.........
دیدگاه ها (۰)

part: ³⁶عشق بی رنگسونگمین: من انجامش میدم... گوک دو: خودم ان...

:)

part: ³⁴عشق بی رنگبعد از ¹⁰ مین رسیدیم به عمارتش.... بادیگار...

من در حال رفتن رو مخ این جوجه👇🏻@veosn

ویو ا،ت صبح از خواب پاشدم رفتم دست و صورتمو شستم کارای لازم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط