تکخند جذابی میزند و دقیق در چشمانم نگاه میکند
"𝙼𝚈 𝙷𝚄𝚂𝙱𝙰𝙽𝙳 𝚆𝙸𝙵𝙴"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟸"
تکخند جذابی میزند و دقیق در چشمانم نگاه میکند
لیام ــــ همین جناب کیم ؟ کل صحبت شما راجب همسرتون همینه ؟
چهرهاش جدی میشود و با لحن تهدیدواری میگوید :
لیام ــــ نه جناب دیر اومدی نخواه زود برو
ــــ من حرفی با تو ندارم فقط میخوام ا.ت و ببینم
لیام ــــ اما ا.ت نمیخواد تو رو ببینه
ــــ خیلی چیزا هست که باید بدونه
لیام ــــ به اندازهای که بخواد طلاق بگیره میدونه
با این حرفش خون در رگهای منجمد میشود
طوری که بیاختیار میغرم :
ــــ غلط کرده بخواد طلاق بگیره
لیام ــــ به به چه ادبیات نفیذی نسبت به همسرتون دارین
قصد داشت با اعصابم بازی کند ؟
قطعا همین هدف را داشت اما من اصلا حوصله نداشتم
یقهاش را در دست میگیرم و سفت میچسبم
ــــ گوش کن جوجه وکیل من اصلا وقت این مسخره بازیا رو ندارم پس با زبون خوش بگو ا.ت کجاست
مچ دستم را میگیرد و کنار میزند
لیام ــــ تو گوش کن بچه خوشگل ، ا.ت تازه داره حالش خوب میشه ، تازه داره به وضعیت خوابش میرسه ، تازه داره اسمت و از تو زندگیش خط بزنه پس دور و برش نپلک و بزار توافقی از هم جدا بشین
رگ دستهایم از حرص برجسته میشود و چشمهایم به خون مینشیند و صدایی که از خشم میلرزد عربده میکشم :
ــــ تو چرا حالیت نیست ا.ت زن منه
انگار بدجور عصبانیاش کرده بودم که او هم صدایش را بالا میبرد :
لیام ــــ زنت بود دیگه نیست الان فقط و فقط الا زن توعه
انگار یکی واقعیت را مانند پتکی در سرم کوبیده بود
دستم روی رانم مشت میشود و گره ابروهایم کور میشود
ــــ باید ببینمش
صدایم آرام است
برخلاف دقایقی پیش ...
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
"𝙿𝙰𝚁𝚃_𝟹𝟸"
تکخند جذابی میزند و دقیق در چشمانم نگاه میکند
لیام ــــ همین جناب کیم ؟ کل صحبت شما راجب همسرتون همینه ؟
چهرهاش جدی میشود و با لحن تهدیدواری میگوید :
لیام ــــ نه جناب دیر اومدی نخواه زود برو
ــــ من حرفی با تو ندارم فقط میخوام ا.ت و ببینم
لیام ــــ اما ا.ت نمیخواد تو رو ببینه
ــــ خیلی چیزا هست که باید بدونه
لیام ــــ به اندازهای که بخواد طلاق بگیره میدونه
با این حرفش خون در رگهای منجمد میشود
طوری که بیاختیار میغرم :
ــــ غلط کرده بخواد طلاق بگیره
لیام ــــ به به چه ادبیات نفیذی نسبت به همسرتون دارین
قصد داشت با اعصابم بازی کند ؟
قطعا همین هدف را داشت اما من اصلا حوصله نداشتم
یقهاش را در دست میگیرم و سفت میچسبم
ــــ گوش کن جوجه وکیل من اصلا وقت این مسخره بازیا رو ندارم پس با زبون خوش بگو ا.ت کجاست
مچ دستم را میگیرد و کنار میزند
لیام ــــ تو گوش کن بچه خوشگل ، ا.ت تازه داره حالش خوب میشه ، تازه داره به وضعیت خوابش میرسه ، تازه داره اسمت و از تو زندگیش خط بزنه پس دور و برش نپلک و بزار توافقی از هم جدا بشین
رگ دستهایم از حرص برجسته میشود و چشمهایم به خون مینشیند و صدایی که از خشم میلرزد عربده میکشم :
ــــ تو چرا حالیت نیست ا.ت زن منه
انگار بدجور عصبانیاش کرده بودم که او هم صدایش را بالا میبرد :
لیام ــــ زنت بود دیگه نیست الان فقط و فقط الا زن توعه
انگار یکی واقعیت را مانند پتکی در سرم کوبیده بود
دستم روی رانم مشت میشود و گره ابروهایم کور میشود
ــــ باید ببینمش
صدایم آرام است
برخلاف دقایقی پیش ...
"𝙱𝙻𝙰𝙲𝙺 𝙶𝙾𝙳𝙳𝙴𝚂𝚂"
- ۱۹.۰k
- ۱۹ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط