{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مریض بودم مامانم داشت داروهام رو میداد که داداش کوچیکم او

مریض بودم مامانم داشت داروهام رو میداد که داداش کوچیکم اومد گفت:
منم از اینا میخوام مامانم گفت: الهی مامان بمیره برات. اینا پی پیه، فقط داداش باید بخوره!
بچه هم گفت: اه اه رفت دنباله بازیش
دیدگاه ها (۴)

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

راستی بزارین من یکم غیبت کنم اینجا راجب یه چیزی ، آقا یه هفت...

پارت1فقط یه دوست معمولیبعد یه روز سخت و تموم کردن دانشگاه دن...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part50ماهم باید آماده بشیم بریم خریدسری تکون ...

پارت. ۳۱

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

(دلداده) ویو ا/ت از خواب بیدار شدم. به آقا که من رو برده بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط